امام حسن (ع)- سرور جوانان اهل بهشت
سبک زندگی فرزندان حضرت علی ابن ابی طالب علیهم‌السلام
نوشته شده در تاريخ جمعه 29 مرداد 1395  توسط مهدی زارع | نظرات (0)

Image result for ‫امام هادي عليه السلام‬‎

کتاب "  چهل داستان و چهل حدیث از امام هادی علیه السلام "نوشته عبدالله صالحی توسط انتشارات مهدی یار به چاپ رسیده است.

از جمله سرفصل های این کتاب الکترونیک می توان به عناوین :خلاصه حالات دوازدهمین معصوم ، دهمین اختر امامت؛ مدح در طلعت نور دهمین اختر امامت؛ طلعت نور بین مکّه و مدینه؛ فراهم شدن آب برای نماز؛ آگاهی از درون اشخاص؛ خبر از دگرگونی رؤ سای حکومت؛ نان در سفره و بلعیدن جادوگر؛ پیدایش دو درخت بزرگ؛ نمایش لشکر امام در مقابل خلیفه؛ دریافت اموال در موقع مناسب؛ پیش گوئی از مرگ فرمانده گارد؛ درمان مریض و مسلمان شدن پزشک نصرانی؛ اهمیّت عقیق و فیروزه در نجات از درندگان؛ تبلیغ دین و زنده کردن پنجاه غلام؛ جزای خیانت احسان !؛ هدایت شخص منحرف ؛ و مریض؛ استجابت بعد از سه روز؛ ریگ بیابان یا طلای سرخ؛ تقسیم گوسفند و طیّالارض؛ خداوند بهترین یار و نگهبان؛ شفای خلیفه با دعای امام؛ تعیین و خریداری همسر در بغداد؛ خبر از مرگ دشمن و اختصاص ایّام؛ دو جریان تکان دهنده دیگر؛ پوشش و پیش بینی باران؛ پیامبران ، و منصب امامت؛ دعای امام در حقّ اصفهانی؛ بالا رفتن پرده با قدوم مبارک امام علیه السلام؛ شانس در شکستگی نگین انگشتر؛ وضعیّت وجوهات و اموال ارسالی از قم؛ هیچ زمینی خالی از قبر نیست؛ الاغ نصرانی و شیعه شدن پسرش؛ تصرّف و اظهار مافوق بشر؛ وساطت غیرمستقیم در رفع مشکل؛ پیدایش آب و نجات همراهان؛ پیش بینی مهمّ در آزادی از زندان؛ هدایت گمراه با سخنی کوتاه؛ تواضع ، نشانه عظمت و حقانیّت؛ آشنائی به زبان ها و تعلیم به دیگران؛ مرگ خلیفه ظالم بعد از سه روز؛ توکّل بر خداوند و نجات از مرگ؛ تسلیم ودیعه های امامت به وصیّ خود؛ در رثای دهمین ستاره فروزنده؛ پنج درس ارزشمند و آموزنده؛ منقبت دهمین ستاره هدایت؛ چهل حدیث گهربار منتخب اشاره کرد.





نوشته شده در تاريخ جمعه 29 مرداد 1395  توسط مهدی زارع | نظرات (0)

Image result for ‫امام هادي عليه السلام‬‎

قطب راوندى (ره) از جماعتى از مردم اصفهان نقل می ‏كند كه گفتند: در اصفهان مردى بود به نام عبد الرّحمن و شيعه شده بود [با اينكه در آن وقت شيعيان در اصفهان، بسيار كم بودند]، به او گفته شد، علّت چيست كه شيعه شده و به امامت حضرت هادى عليه السّلام اعتقاد دارى، و امامت افراد ديگر را قبول ندارى؟».

او گفت:

سرگذشتى، با امام هادى عليه السّلام دارم كه موجب شيعه شدن من شده است، و آن اينكه: من فقير بودم، ولى در سخن گفتن و جرئت، قوى بودم، در آن سالى كه جمعى از مردم اصفهان براى دادخواهى نزد متوكّل (دهمين خليفه عبّاسى) عازم شهر سامرّاء شدند، و مرا با خود بردند، سرانجام به در خانه متوكّل رسيديم، روزى در كنار در قلعه متوكّل بوديم، ناگاه شنيدم متوكّل فرمان احضار امام هادى عليه السّلام را داده است، از بعضى از حاضران پرسيدم: «اين شخصى را كه متوكّل، فرمان احضارش را داده كيست؟».او گفت: «اين شخص، مردى از آل على عليه السّلام است، رافضيان به امامت او اعتقاد دارند، سپس گفت: «ممكن است متوكّل او را احضار كرده تا بكشد».

من تصميم گرفتم در آنجا بمانم تا ببينم كار به كجا می کشد، و اين (امام هادى عليه السّلام) كيست؟ ناگاه ديدم امام هادى عليه السّلام سوار بر اسب وارد شد، همه حاضران به احترام او، در جانب راست و چپ او به راه افتادند و آن‏ حضرت در ميان دو صف قرار گرفت، و مردم به تماشاى سيماى او پرداختند، همين كه چشمم به چهره او افتاد، محبّتش در قلبم جاى گرفت، پيش خود دعا مى ‏كردم تا خداوند وجود او را از گزند متوكّل حفظ كند، او كم‏ كم در ميان مردم آمد، در حالى كه به يال اسبش نگاه مى‏ كرد، و به طرف راست و چپ نمى ‏نگريست، و من همچنان پيش خود دعا مى‏ كردم، وقتى كه آن بزرگوار به مقابل من رسيد به من رو كرد و فرمود: «خداوند دعاى تو را به استجابت رسانيد، بدان كه عمر تو طولانى می ‏شود و اموال و فرزندانت زياد می گردند».از هيبت و شكوه او، لرزه بر اندام شدم و با اين حال به ميان دوستانم رفتم، آنها گفتند: «چه شده، چرا مضطرب هستى؟». گفتم: خير است، و ماجراى خود را به هيچ كس نگفتم، تا به اصفهان بازگشتيم، خداوند در پرتو دعاى آن حضرت، به قدرى ثروت به من داد كه اكنون قيمت اموالى كه در خانه دارم- غير از اموالم در بيرون خانه- معادل هزار هزار درهم است، و داراى ده فرزند شده ‏ام، و اكنون عمرم به هفتاد و چند سال رسيده است، من به امامت او اعتقاد يافتم به دليل آنكه او بر افكار پنهان خاطرم، آگاهى داشت، و دعايش در مورد من به استجابت رسيد.


منبع: نگاهی بر زندگی چهارده معصوم, شیخ عباس قمی , ص433 





نوشته شده در تاريخ جمعه 29 مرداد 1395  توسط مهدی زارع | نظرات (0)

Image result for ‫امام هادي عليه السلام‬‎

صقر بن ابى دلف گفت هنگامى كه متوكل عباسى آقا امام على النقى (عليه السلام) را زندانى كرد من نگران شدم، رفتم تا خبرى از حال آنجناب بگيرم. رزاقى كه زندانبان متوكل بود همين كه چشمش به من افتاد اشاره كرد پيش او بروم. رفتم، گفت حالت چطور است. جواب دادم خوب. گفت بنشين. از اين پيش آمد متوحش شدم با خود گفتم اگر اين مرد بفهمد منظورم از آمدن به اينجا چيست چه خواهد لذا به او گفتم راه را اشتباه نموده ام.

وقتى مردم از گردش پراكنده شدند، پرسيد براى چه آمده اى؟ گفتم مايل بودم خبرى بگيرم. گفت شايد آمده اى از آقايت خبرى گيرى كنى؟يا تعجب سوال كردم آقايم كيست؟! آقاى من امير المؤ منين است ((اشاره به متوكل)). گفت ساكت باش آقاى حقيقى تو همان آقاى تو است از من .

 


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ جمعه 29 مرداد 1395  توسط مهدی زارع | نظرات (0)

Image result for ‫امام هادي عليه السلام‬‎

روزى حضرت امام على النقى (عليه السلام) به مجلس متوكل وارد شد، پهلوى او نشست. متوكل در عمامه آنجناب دقت كرده ديد قماش و پارچه آن بسيار نفيس است. از روى اعتراض گفت هادى (عليه السلام) اين دستار كه بر سر شما است چند خريده اى ؟

فرمود: كسى براى من آورده پانصد درهم نقره خريده .

متوكل گفت :اسراف كرده اى دستارى به پانصد درهم نقره بر سر بسته اى . حضرت فرمود شنيده ام در همين روزها كنيز زيبائى به هزار دينار زر سرخ خريده اى . متوكل جواب داد صحيح است فرمود من به پانصد درهم عمامه اى گرفته ام براى شريفترين عضو بدنم تو به هزار دينار زر سرخ كنيزى خريده اى براى پست ترين اعضايت انصاف ده اسراف كدامست ؟

متوكل بسيار خجل و شرمنده گرديده . گفت انصاف آن است كه ما را در اعتراض نسبت به بنى هاشم صرفه اى نيست . دستور داد صدهزار درهم صله اين جواب را براى حضرت آوردند و به خدام ايشان تسليم كرد.(1)


1- لطائف الطوائف .

منبع: آگاه شویم،حسن امیدوار،جلد نهم





نوشته شده در تاريخ جمعه 29 مرداد 1395  توسط مهدی زارع | نظرات (0)

Image result for ‫امام هادي عليه السلام‬‎

علّامه طبرسى (ره) از محمّد بن حسن اشتر علوى نقل می كند كه گفت:

من با پدرم در كنار در خانه متوكّل (دهمين خليفه عبّاسى) بوديم، من در ميان مردم، نوجوان بودم، جمعى از آل ابو طالب و بنى عبّاس، و شيعه جعفرى، در آنجا بودند، در اين هنگام ناگاه امام هادى عليه السّلام وارد شد، همه مردم آنجا، در برابر شكوه آن حضرت، از مركبها پياده شدند، و آن حضرت به خانه متوكّل، وارد گرديد. بعضى از حاضران به همديگر گفتند: چرا ما براى اين جوان، پياده شديم، با اينكه او شريف‏تر و بزرگتر از ما نيست، سوگند به خدا ديگر براى او پياده نخواهيم شد.

ابو هاشم جعفرى به آنها گفت:

«سوگند به خدا همه شما با ديدن امام هادى عليه السّلام با كمال خوارى و فروتنى در برابر او پياده خواهيد شد».

چندان نگذشت كه ناگاه امام هادى عليه السّلام از خانه بيرون آمد، تا نگاه حاضران به او افتاد، همه از مركبها پياده شدند. ابو هاشم به آنها گفت: «مگر شما خيال نداشتيد، براى آن حضرت، پياده نشويد؟!».آنها در پاسخ گفتند: «سوگند به خدا ما نتوانستيم خود را نگه داريم، ناگزير پياده شديم».

گرش ببينى و دست از ترنج بشناسى*** روا بود که ملامت كنى زليخا را


منبع: نگاهی بر زندگی چهارده معصوم, شیخ عباس قمی, ص 431

 





نوشته شده در تاريخ جمعه 29 مرداد 1395  توسط مهدی زارع | نظرات (0)

Image result for ‫امام هادي عليه السلام‬‎

 

امام هادى عليه السلام:

كسى كه قدر خود نداند از شر او آسوده نباش . (1)

شومى روزگار  

حسن بن مسعود گويد: خدمت امام هادى عليه السلام رسيدم در حالى كه انگشتم خراشيده است و شانه ام با مركب سوارى تصادف كرده و آسيب ديده بود و جامه هايم را عده اى از مردم پاره كرده بودند گفتم : اى روز! تو چه شوم هستى خداوند شر را از من بگرداند.
امام عليه السلام فرمود: اى حسن تو هم كه با ما رفت و آمد دارى گناه خود را به گردان بى گناه مى گذارى .
حسن گويد: حيرت زده شدم و فهميدم كه خطا كرده ام . عرض كردم : اى آقاى من از خداوند آمرزش مى خواهم .
حضرت فرمود:اى حسن ! روزگار چه گناهى دارد كه وقتى شما به سزاى اعمال خود مى رسيد آن را شوم مى شماريد؟
گفتم : استغفراللّه ابدا، اين توبه من باشد يابن رسول اللّه ... (2)

اعدام بدعت گذار  

فارس بن حاتم مردى منحرف و بدعتگزار بود كه مردم كه را فريب مى داد و آنها را در ديندارى خود تضعیف مى كرد. اين خبر به امام هادى عليه السلام رسيد.
جنيد گويد: امام هادى عليه السلام به من دستور داد تا فارس بن حاتم را به قتل برسانم . مقدارى پول به من داد و فرمود: بااين پولها اسلحه اى خريدارى كن و به نزد من بياور. من هم رفتم شمشيرى خريدم و به امام عليه السلام ارائه كردم . حضرت فرمود: اين را برگردان و سلاح ديگرى



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ جمعه 29 مرداد 1395  توسط مهدی زارع | نظرات (0)

Image result for ‫امام هادي عليه السلام‬‎

متوكل، خلیفه سفاك و جبار عباسی، از توجه معنوی مردم به امام هادی علیه السلام بیمناك بود و از اینكه مردم به طیب خاطر حاضر بودند فرمان او را اطاعت كنند رنج می برد. سعایت كنندگان هم به او گفتند ممكن است علی بن محمد (امام هادی) باطناً قصد انقلاب داشته باشد و بعید نیست اسلحه و یا لااقل نامه هایی كه دالّ بر مطلب باشد در خانه اش پیدا شود. لهذا متوكل یك شب بی خبر و بدون سابقه، بعد از آنكه نیمی از شب گذشته و همه ی چشمها به خواب رفته و هر كسی در بستر خویش استراحت كرده بود، عده ای از دژخیمان و اطرافیان خود را فرستاد به خانه



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ جمعه 29 مرداد 1395  توسط مهدی زارع | نظرات (0)

Image result for ‫امام هادي عليه السلام‬‎

علّامه طبرسى (ره) از ابن عيّاش به سند خود از ابو هاشم جعفرى نقل می کند كه گفت:

«در مدينه بودم، عصر خلافت واثق (نهمين خليفه عبّاسى) بود. سپاه او به فرماندهى يكى از سرلشكران ترك، براى سركوبى شورشيان اعراب، به مدينه وارد شده بودند. روزى امام هادى عليه السّلام به اطرافيان فرمود: «برويم تا از نزديك، لشكركشى اين مرد ترك را ببينيم، با هم رفتيم و در كنار عبور لشكر ايستاديم.مردى از تركان در نزد ما عبور می كرد. امام هادى عليه السّلام با او به زبان تركى، صحبت كرد.آن مرد ترك، از اسبش پياده شد و سم مركب امام هادى عليه السّلام را بوسيد.

من آن مرد ترك را سوگند دادم و به او گفتم: «اين مرد (امام) به تو چه گفت؟» [كه اين گونه شيفته او شدى؟].

مرد ترك گفت: آيا اين آقا، پيامبر است؟

گفتم: نه.

گفت: او مرا به نامى صدا زد كه در كودكى در شهرهاى ترك، مرا با آن نام می خواندند، و تا اين ساعت هيچ‏كس از آن اطّلاع نداشت».

 


منبع: نگاهی بر زندگی چهارده معصوم, شیخ عباس قمی, ص 428





نوشته شده در تاريخ جمعه 29 مرداد 1395  توسط مهدی زارع | نظرات (0)

Image result for ‫امام هادي عليه السلام‬‎

گفتار امام شیرین و سرزنش ایشان تکان دهنده بود. آموزگارش در کودکی شیفته سخنوری او شده بود. آن گاه که لب به سخن می گشود روح شنونده اش را تازگی می بخشید و چون او را عتاب می کرد کلامش  چون شمشیری آتشین از جمله های نغز، پیکره دشمنش را شرحه شرحه می کرد.

مسعودی در مروج الذهب می نویسد روزی متوکل عباسی مجلس شرابی بر پا کرد و امر کرد امام هادی علیه السلام را در آن مجلس احضار نمایند چون آن حضرت وارد مجلس کردند متوکل از حضرت احترام نمود و نزد خود آن جناب را جای داد و جام شرابی که در دست داشت به آن حضرت تعارف کرد.

حضرت فرمود به خدا قسم شارب داخل خون و گوشت من نشده و هرگز نخواهد شد و مرا باید از این عمل معاف داری

متوکل گفت : تو را معاف می کنم به شرط اینکه قدری برای من خوانندگی کنی.

حضرت فرمود: من چندان شعر در نظر ندارم. متوکل گفت من شما را از خواندن شعر معاف نخواهم کرد و انتظار داشت حضرت اشعار مهیج و طرب و فکاهیان مناسب با مجلس شراب بخواند.

اشعار امام هادی  علیه السلام در مجلس متوکل:

امام هادی دید کسی مثل متوکل که از جهت جوانی و ریاست و شراب است نمی شود هشیار نمود مگر آنکه او را متوجه به مرگ کند که روزی گریبان او را خواهد گرفت و مرگ بزرگترین چیزی است که زانوی انسان را سست می کند و باد غرور و غفلت را از او بیرون می کند لذا حضرت اشعاری خواندند به این مضمون:

  • بر بلندای کوهسار شب را به صبح آوردند، در حالی که مردان نیرومند از آنان نگهبانی می کردند، ولی کوه های بلند هم به آنان کمکی نکرد.
  • سرانجام پس از دوران شکوه و عزت از جایگاه های خویش به زیر کشیده شده و در گودال های قبر افتادند و در چه جای بد و ناپسندی منزل گرفتند.
  • پس از آنکه به خاک سپرده شدند و فریادگری فریاد برآورد: کجاست آن دستبندها، تاج ها، و زیورآلات و آن لباس های فاخرتان
  • کجاست آن چهره های ناز پرورده و پرده نشینان
  • قبرهاشان به جای آن نهاد در می دهد: بر آن چهره های ناز پرورده اکنون کرم ها می خزند.
  • چه بسیار خوردند و آشامیدند ولی اکنون پس از آن همه شکم پارگی، خود، خوراک کرم ها می شوند.

عکس العمل متوکل:

مستی از سر متوکل پرید. جام شراب از دستش به زمین افتاد. تلو تلو خوران از ترس فریاد می کشید. و متوکل، سخت حیران و وحشت زده، آن قدر گریست که ریشش خیس شد و دستور داد بزم بر هم خورده را برچینند.(1)و (2)


(1)ابن جوزی،تذکره الخواص،تهران،متبه النینوی الحدیثه،ص361،بحارالانوار،ج50،ص211

(2)ابوالفضل هادی منش،مشکات هدایت،مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما:سروش مهر،1383،ص22و23





نوشته شده در تاريخ جمعه 29 مرداد 1395  توسط مهدی زارع | نظرات (0)

Image result for ‫امام هادي عليه السلام‬‎

ایجاد ارتباط عاشقانه با معبود و معشوق ازلی و عبادت فراوان،از ویژگی های برجسته امام هادی علیه السلام بود. در این باره نوشته اند:

  • همواره ملازم مسجد بود و میلی نیز به دنیا نداشت
  • عبادتگری فقیه بود
  • شب ها را در عبادت به صبح می رساند بی انکه لحظه ای روی از قبله برگرداند.
  • با پشمینه ای بر تن و سجاده ای از حصیر زیر پا به نماز می ایستاد
  • شوق به عبادتش به شب تمام نمی شد.
  • کمی می خوابید و دوباره برمیخواست و مشغول عبادت می شد
  • آرام زیر لب قرآن  را زمزمه می کرد و با صوتی محزون آیاتش را می خواند و اشک می ریخت هر که صدای مناجات او را می شنید می گریست
  • گاه بر روی ریگ ها و خاک ها می نشست
  • نیمه شب ها را مشغول استغفار می شد و شب ها را به شب زنده داری می گذراند.

شبانگاه به سجده و رکوع می افتاد و با صدایی محزون و غمگین می گفت:

«خداوندا !این گناهکار پیش تو آمده و این نیازمند به تو روی آورده ،خدایا،رنج او را در این راه بی پاداش مگذار،بر او رحمت آور و او را ببخش و از لغزش هایش در گذر».(1)(2)


(1)ائمتنا،ص217و257.

(2)ابوالفضل هادی منش،مشکات هدایت،مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما:سروش مهرف1383،ص17





نوشته شده در تاريخ جمعه 29 مرداد 1395  توسط مهدی زارع | نظرات (0)

Image result for ‫امام هادي عليه السلام‬‎

از دیگر ویژگی های برجسته اخلاقی امام هادی علیه السلام ساده زیستی و دوری از دنیاطلبی بود. در این زمینه نیز امده است:

  • از دنیا چیزی در بساط زندگی نداشت.
  • بنده ای وارسته از دنیا بود
  • در ان شبی که به خانه اش هجوم آوردند:
  • او را تنها یافتند با پشیمنه ای که همیشه بر تن داشت
  • و خانه ای که در آن هیچ اسباب و اثاثیه چشمگیری دیده نمی شد
  • کف خانه اش خاک پوش بود
  • و بر سجاده حصیری خود نشسته،کلاهی پشمین بر سر گذاشته و با پروردگاری مشغول نیایش بود.(1)(2)

پی نوشت:

(1)ائمتنا،ج2،ص217،اصول کافی ،ج1،ص502،بحارالانوار،ج50،ص211.

(2)ابوالفضل هادی منش،مشکات هدایت،مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما:سروش مهر،1383،ص18



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ جمعه 29 مرداد 1395  توسط مهدی زارع | نظرات (0)

Image result for ‫امام هادي عليه السلام‬‎

فراگيرى زبانهاى مختلف‏

 از ابو هاشم نقل شده است كه گفت: خدمت امام هادى (عليه السّلام) رسيدم و او به زبان هندى با من سخن گفت كه خوب نتوانستم به او پاسخ بگويم و مقابلش سطلى پر از سنگريزه بود. يك سنگريزه برداشت و آن را در دهانش گذاشت و مدتى آن را مكيد و بعد به طرف من انداخت. من نيز آن را در دهانم گذاشتم. به خدا سوگند! هنوز از جاى خويش برنخاسته بودم كه به 73 زبان كه نخستين آن، زبان هندى بود، سخن گفتم.

غنى شدن ابوهاشم به وسیلۀ کرامت امام على النقى (ع)يحيى بن زكريّاى خزاعى از ابو هاشم نقل می ‏كند كه با امام هادى (عليه السّلام) به پشت سامرّا رفتيم تا كسانى را كه می آيند، ببينيم. ولى آنان

 


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ جمعه 29 مرداد 1395  توسط مهدی زارع | نظرات (0)

Image result for ‫امام هادي عليه السلام‬‎

بخشندگی با خون و گوشت اهل البیت علیهم السلام آمیخته بود.آنان همواره با بخشش های خود،دیگران را به شگفتی وا می داشتند .گاه آن قدر می بخشیدند که رفتارشان معجزه به شمار می امد تا آنجا که در این مقام در توصیف حضرت هادی علیه السلام می گفتند:«انفاق امام هادی علیه السلام به قدری بود که جز پادشاهان کسی توانایی انجام آن را



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ جمعه 29 مرداد 1395  توسط مهدی زارع | نظرات (0)

Image result for ‫امام هادي عليه السلام‬‎

امام هادی علیه السلام فرمودند:

مُخالَطَةُ الأشرارِ تَدُلُّ عَلی شِرارِ مَنْ یُخالِطُهُمْ؛

معاشرت و دوستی با بدان، دلالت بر بدی کسی دارد که با آنان رفاقت می کند.

موسوعة سیرة اهل البیت علیهم السلام، ج33، ص 208

شرح حدیث:

در عالم، اشخاص همفکر و همدل، گرایش به هم دارند و یکدیگر را پیدا می کنند و با هم دوست و متحد می شوند.

از این رو گفته اند: کبوتر با کبوتر، باز با باز...

کسی که پاک است، برای پاکی خود ارزش قایل است و حاضر نمی شود به این راحتی، این فضیلت را از دست بدهد؛ مثل کسی که لباسش تمیز است، در جای کثیف نمی نشیند و مواظب است آلوده نشود.

اگر کسی هیچ فکر و مبالاتی ندارد و هرجا شد می نشیند و هرچه به لباسش خورد، باکی ندارد، این نشان می دهد که لباسش تمیز نیست، والّا از آلودگی پرهیز می کرد.

اخلاق هم، لباس روح انسان است.

رفاقت و دوستی با پاکان و نیکان، هم نشانه ی سلامت روح و اخلاق است، ‌هم سلامت روحی و اخلاقی انسان را می افزاید.

برعکس، هم نشینی و مخالطت با اشرار و بدان، هم خلق و خوی فرد سالم را خراب می کند، هم نشانه ی زمینه های نامناسب در روح و روان چنین کسی است که جذب بدان می شود.

پس باید دوست را «انتخاب»کرد، آن هم کسی را که بهتر، پاک تر، خداترس تر، عاقل تر، راستگوتر و کوشاتر باشد، تا از خوبیهای او بهره گرفت.

به روزگار جوانی بیازمای کسان

ببین فرشته خصال اند، یا که دیو و ددند؟

برای خویش رفیق شفیق گلچین کن

ز مردمی که هنرپیشه اند و باخردند

(شیخ الرئیس افسر(رهنمون، ص 373).

از تأثیرگذاری دوستان(خوب یا بد)غافل نباشیم.

منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی





نوشته شده در تاريخ جمعه 29 مرداد 1395  توسط مهدی زارع | نظرات (0)

Image result for ‫امام هادي عليه السلام‬‎

 

امام هادی علیه السلام فرمودند:

مَنِ اتَّقَی اللهُ یُتَّقی وَ مَنْ اَطاعَ اللهُ یُطاعُ؛

هر که از خدا پروا کند، از او پروا می کنند و هر که از خدا اطاعت کند، اطاعتش می کنند.(تحف العقول، ص 482)

شرح حدیث:

تکیه گاه اصلی مؤمنان واقعی«خداوند»است.

اگر قرآن دستور می دهد که مؤمنان بر او تکیه و توکّل کنند و از او یاری بجویند و جز از او نترسند و جز به او امید نداشته باشند، به خاطر نیرومندی این تکیه گاه و شکست ناپذیری این قدرت است.

چون انسان باتقوا، تنها از خدا پروا می کند و از غیرخدا نمی ترسد، طبیعی است که قدرتهای شیطانی از او در هراس باشند.

چون مؤمن راستین، مطیع خداست، خدا هم محبوبیّت و نفوذ او را در دلها چنان می سازد که از او فرمانبرداری کنند.

امام امت رحمة الله، تنها از خدا حساب می برد و تنها فرمان او را اجرا می کرد. از این رو، دشمنان از آن مرد خداترس و باتقوا هراس داشتند و دوستان، دل در گروِ محبّت و اطاعت او بسته بودند و از جان و دل، فرمانش را اجرا می کردند و در طول سالهای دفاع مقدس، منتظر یک اشاره او بودند تا در پی فرمانش بروند:« از تو به یک اشاره، از ما به سر دویدن».

تقوا برای متّقی قدرت روحی می آورد.

امام علی علیه السلام می فرمایند:«هر که از خدا پروا کند و تقوا داشته باشد، عزیز و شکست ناپذیر و نیرومند می شود... »(میزان الحکمه، حدیث 2236).

مردان خدا پرده ی پندار دریدند     یعنی همه جا غیرخدا هیچ ندیدند

کسی که چنین باشد، روحی استوار و عزمی راسخ و قدرتی بالا خواهد یافت.

   

منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی





نوشته شده در تاريخ جمعه 29 مرداد 1395  توسط مهدی زارع | نظرات (0)

Image result for ‫امام هادي عليه السلام‬‎

 

امام هادی علیه السلام فرمودند:

اِنّ اللهَ لا یوصَفُ إلا بما وَصَفَ اللهُ نَفسَهُ؛

خداوند، جز با آنچه خودش را با آن وصف کرده است، توصیف نمی شود.

تحف العقول، ص 482

شرح حدیث:

خدا کیست و چگونه است؟

چه اسامی و صفاتی دارد؟

چه اوصافی را می توانیم برای خدا به کار بریم و کدام صفت، درخور شأن و جایگاه خدا نیست؟

پاسخ به این پرسشها به عمق معرفت و خداشناسی و آشنایی با متون دینی و آیات و روایات بستگی دارد. از دیرباز، ‌بوده اند کسانی که خداوند را چنان که هست نشناخته اند. بعضی او را جسم دانسته اند؛ بعضی او را نشسته بر تخت می پندارند؛ بعضی قدرت خدا را محدود می دانند؛ بعضی می گویند خدا کارها را به دست مردم سپرده است( تفویض)؛ برخی می پندارند مردم در برابر خدا هیچ اراده و اختیاری ندارند( عقیده به جبر) و امثال این گونه پندارهای نادرست.

امام هادی علیه السلام می فرماید: خدا را به همان اوصافی می توان وصف کرد که خودش خود را ستوده و وصف کرده است. آیات قرآن لبریز از اوصاف خداست و همه از زبان خودش بیان شده است. خداوند، عالم و خبیر و بصیر و حیّ و رزّاق و قدیم و ازلی است؛‌ بی شریک و بی فرزند و بی همسر و بی مثل و مانند است؛ آفریدگار و مدبّر جهان و انسان است؛ احیاگر مردگان و میراننده زندگان و روزی دهنده جان داران است و صدها صفت دیگر که در قرآن آمده است.

از سوی دیگر، توصیف خدا در پی شناخت اوست.

مگر ما چه اندازه خدا را می شناسیم که به وصف او بپردازیم؟ خدا بی نهایت است و علم ما محدود.

ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی

نروم جز به همان ره که توام راهنمایی

تو حکیمی، تو عظیمی، تو کریمی، تو رحیمی

تو نماینده ی فضلی، تو سزاوار ثنایی

نتوان وصف تو گفتن، که تو در فهم نگنجی 

نتوان شبه تو جستن، که تو در وهم نیایی(حکیم سنائی)

خداوند را می ستاییم، آن گونه که خودش را وصف کرده است.

منبع: حکمت های نقوی، (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی





نوشته شده در تاريخ جمعه 29 مرداد 1395  توسط مهدی زارع | نظرات (0)

Image result for ‫امام هادي عليه السلام‬‎

امام هادی علیه السلام فرمودند:

إنَّ اللهَ جَعَلَ الدُّنیا دارَ بَلوی وَ الآخِرَةَ دارَ عُقبی وَ جَعَلَ بَلوَی الدُّنیَا لِثَوابَ الآخِرَةِ سَبَباً، وَ ثَوابَ الآخِرَةِ مِن بَلوَی الدُّنیا عِوَضاً؛

خداوند، دنیا را سرای بلا و آزمایش و آخرت را سرای ابدی قرار داده است و گرفتاری دنیا را سبب پاداش آخرت ساخته و ثواب آخرت را عوض بلای دنیا قرار داده است.(تحف العقول، ص 483)

شرح حدیث:

«بلا» هم به معنای رنج و گرفتاری است، هم به معنای آزمون و امتحان. گاهی هم رنج و بلا، وسیله ی امتحان بندگان است.

سختیهای گوناگونی که انسان بیمار و گرفتار درد و بلا متحمّل می شود، برای رسیدن به سلامتی و عافیت است و کسی که این فشارها و مشکلات را از سر نگذراند و محدودیّت «پرهیز» را به جان نخرد و جرّاحی غدّه را تحمل نکند و دوران بستری شدن را نپذیرد، به مرحله ی سلامتی و بهبودی نمی رسد.

دنیا خالی از بلا و گرفتاری نیست.

قرآن هم نقص اموال و مرگ و میر و ترس و ناامنی و گرسنگی و سختی را وسیله ی امتحان می داند و به صابران که در مصیبتها به خدا توجه می کنند، مژده ی پاداش می دهد(بقره، آیه 155)

بلای دنیا ثواب آخرت را در پی دارد.

پاداش آن دنیا هم عوض بلا و آزمون این دنیاست.

آنان که در پی خوشیهای بی حساب و لذتهای بی رنج دنیایند و فکر می کنند به دنیایی بی غم و غصّه و بی بلا و ابتلا دست خواهند یافت، در اشتباهند. لیکن رنج و بلای اشخاص متفاوت است.

حیات اصلی و زندگی ابدی و نعمت و لذّت بی رنج، در بهشت خداست. رسیدن به آن هم تحمّل سختیهای دنیوی و داشتن یک زندگی ایمانی و تقوایی را می طلبد.

بکوشیم تا از آزمون الهی سربلند بیرون بیاییم و در این امتحان، رتبه ی قبولی را که همان طاعت و بندگی و کسب «رضای پروردگار» است، به دست آوریم.

منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ جمعه 29 مرداد 1395  توسط مهدی زارع | نظرات (0)

 

Image result for ‫امام هادي عليه السلام‬‎

امام هادی علیه السلام فرمودند:

مُخالَطَةُ الأشرارِ تَدُلُّ عَلی شِرارِ مَنْ یُخالِطُهُمْ؛

معاشرت و دوستی با بدان، دلالت بر بدی کسی دارد که با آنان رفاقت می کند.

موسوعة سیرة اهل البیت علیهم السلام، ج33، ص 208

شرح حدیث:

در عالم، اشخاص همفکر و همدل، گرایش به هم دارند و یکدیگر را پیدا می کنند و با هم دوست و متحد می شوند.

از این رو گفته اند: کبوتر با کبوتر، باز با باز...

کسی که پاک است، برای پاکی خود ارزش قایل است و حاضر نمی شود به این راحتی، این فضیلت را از دست بدهد؛ مثل کسی که لباسش تمیز است، در جای کثیف نمی نشیند و مواظب است آلوده نشود.

اگر کسی هیچ فکر و مبالاتی ندارد و هرجا شد می نشیند و هرچه به لباسش خورد، باکی ندارد، این نشان می دهد که لباسش تمیز نیست، والّا از آلودگی پرهیز می کرد.

اخلاق هم، لباس روح انسان است.

رفاقت و دوستی با پاکان و نیکان، هم نشانه ی سلامت روح و اخلاق است، ‌هم سلامت روحی و اخلاقی انسان را می افزاید.

برعکس، هم نشینی و مخالطت با اشرار و بدان، هم خلق و خوی فرد سالم را خراب می کند، هم نشانه ی زمینه های نامناسب در روح و روان چنین کسی است که جذب بدان می شود.

پس باید دوست را «انتخاب»کرد، آن هم کسی را که بهتر، پاک تر، خداترس تر، عاقل تر، راستگوتر و کوشاتر باشد، تا از خوبیهای او بهره گرفت.

به روزگار جوانی بیازمای کسان    ببین فرشته خصال اند، یا که دیو و ددند؟

برای خویش رفیق شفیق گلچین کن   ز مردمی که هنرپیشه اند و باخردند(شیخ الرئیس افسر(رهنمون، ص 373).

از تأثیرگذاری دوستان(خوب یا بد)غافل نباشیم.

منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی





نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 28 مرداد 1395  توسط مهدی زارع | نظرات (0)

Image result for ‫امام هادي‬‎

تصريح به امامت آن بزرگوار

امام جواد عليه السلام :

إنّ الإمامَ بَعدي ابْنِي عليٌّ، أمرُهُ أمري ، و قَولُهُ قَولي ، و طاعَتُهُ طاعَتي ، و الإمامةُ بعدَهُ في ابنِهِ الحسنِ .

امامِ پس از من فرزندم على است؛ فرمان او فرمان من است، سخن او سخن من و اطاعت از او اطاعت از من؛ و پس از او امامت به فرزندش حسن مى رسد.

پيشگويى از كشته شدن متوكل

الخرائج و الجرائح ـ به نقل از ابن اورمه ـ :

خَرَجتُ أيّامَ المُتَوكّلِ إلى سُرَّ مَن رأى ، فدَخَلتُ على سعيدٍ الحاجِبِ ، و دَفعَ المُتَوكّلُ أبا الحسنِ إلَيه لِيقتُلَهُ، فلَمّا دَخَلتُ علَيهِ قالَ : تُحِبُّ أنْ تَنظرَ إلى إلهكَ ؟! قُلتُ: سبحانُ اللّه ! إلهي (الّذي) لا تُدرِكُهُ الأبْصارُ . قالَ: هذا الّذي تَزعُمونَ أنّه إمامُكُم! قلتُ : ما أكْرَهُ ذلكَ . قال : قد اُمِرْتُ بقتلِهِ و أنا فاعِلُهُ غَدا ، و عِندَهُ صاحِبُ البَريدِ ، فإذا خَرجَ فادْخُلْ إلَيهِ . فلَم ألْبَثْ أنْ خَرجَ ، قالَ : ادْخُلْ .فدَخَلتُ الدّارَ الّتي كانَ فيها مَحْبوسا فإذا هُو ذا بِحِيالِهِ قَبرٌ يُحفَرُ ، فدَخَلتُ و سَلّمتُ و بَكيتُ بُكاءً شديدا ، قالَ : ما يُبْكِيكَ ؟ قلتُ : لِما أرى، قالَ : لا تَبْكِ لذلكَ ، فإنّهُ لا يَتِمُّ لَهُم ذلكَ ، فسَكَنَ ما كانَ بي ، فقالَ : إنّه لا يَلبَثُ أكْثرَ مِن يَومَينِ ، حتّى يَسفِكَ اللّه ُ دمَهُ و دَمَ صاحبِهِ الّذي رأيتَهُ . قالَ : فوَ اللّه ِ ما مَضى غيرُ يَومَينِ حتّى قُتِلَ و قُتِلَ صاحِبُهُ .
در روزگار متوكّل به سامراء رفتم و بر سعيد حاجب وارد شدم. متوكّل ، امام هادى عليه السلام را به دست او سپرده بود تا وى را به قتل رساند. چون بر سعيد وارد شدم، گفت: دوست دارى معبودت را ببينى؟ گفتم: سبحان اللّه ! معبود من [ كسى است كه ] به چشم ديده نمى شود. گفت: همين كسى كه شما او را امام خود مى خوانيد. گفتم: بدم نمى آيد او را ببينم. گفت: به من دستور داده شده كه او را بكشم و فردا اين كار



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 28 مرداد 1395  توسط مهدی زارع | نظرات (0)

Image result for ‫امام هادي‬‎

امام هادی علیه السلام فرمودند:

اَلمِراءُ یُفسِدُ الصِّداقَةَ القَدِیمَةَ و یُحَلِّلُ العُقدَةَ الوَثیقَةَ؛
کشمکش و جدال، دوستی کهن را خراب می کند و پیوند استوار را از هم می گسلد.
بحارالانوار، ج75، ص 369

شرح حدیث:

  • هرچه دوستی ها را به هم بزند و پیوندها را به جدایی بکشاند. ناپسند است. «جدال»، یکی از این عوامل است.
  • در مجادله و جرّ و بحث، هر کس می کوشد بر حریف خویش پیروز شود و اثبات کند که حق با اوست و حرف او درست است. این مسأله، حسّ غلبه و برتری جویی و تفوّق طلبی را در انسان تقویت می کند و به جداییها و سست شدن پیوندهای دوستی می انجامد.
  • یکی از محرّمات در حال احرام برای حاجیان، «جدال» است. (بقره، آیه 197)
  • حج که باید محیط و فضای دوستی و معنویت و رها شدن از خودخواهی و تکبّر را فراهم آورد، در سایه ی جدال و نزاعهای لفظی، سبب پیدایش اختلاف و تفرقه و جدایی می شود و این با روح حج ناسازگار است. از نشانه های تواضع، یکی هم آن است که انسان با دیگری به جرّ و بحث و جدال بیهوده نپردازد و اگر حق با او هم باشد، جدل را ترک کند و این چون نیازمند پاگذاشتن روی نفسانیّات و مبارزه با خودخواهی است، نشان فروتنی به شمار آمده است.
  • چه بسیار دوستیهای کهن که در اثر جدال، از بین می رود.
  • و چه بسا رشته های مستحکم و ریشه دار رفاقت و روابط حسنه که در پی آن گسسته می شود.
  • از سخنان امام علی علیه السلام نیز این است.«مراء و جدال، بذر و اساس شر و بدی است.»(غررالحکم، حدیث 393).) با افزودن ظرفیت و تحمّل خویش، از جدالهای بی ثمر بپرهیزیم.
     

منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی





نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 28 مرداد 1395  توسط مهدی زارع | نظرات (0)

Image result for ‫امام هادي‬‎

امام هادی علیه السلام فرمودند:

مَنْ جَمَعَ لَکَ وُدَّهُ وَ رَأیَهُ فَاجمَعْ لَهُ طاعَتَکَ؛
هر کس دوستی و نظر خود را برای تو هزینه کند، تو هم فرمانبرداری خود را برای او خرج نما.
تحف العقول، ص 483.

شرح حدیث:

  • در مَثَل ها آمده است: برای کسی بمیر که برایت تب کند.
  • یعنی میزان تلاش و خدمت و گذشت و فداکاری انسان نسبت به دیگری، باید متناسب با محّبت و صداقت او باشد.
  • اگر کسی منافقانه اظهار دوستی کند، نباید ساده لوحی کرد و اسرار خود را به او گفت و با او طرح دوستی ریخت.
  • سعدی گوید:

دنیا خوش است و مال عزیز است و تن شریف    لیکن رفیق، بر همه چیزی مقدّم است

  • البته، رفیقی که همدل و صادق و خیرخواه باشد.
  • مفهوم سخن امام هادی علیه السلام این است که اگر کسی هم نسبت به تو محبّت و مهرورزی داشت، هم فکر و نظر خود را درباره ی تو و به سود تو به کار گرفت و با تو «همفکر» و «همدل» بود، قدر این دوست را بدان، تو هم در خدمت و اطاعت او باش و با او از درِ ستیز و مخالفت وارد مشو. دوست موافق و مناسب، از گرانبهاترین سرمایه هاست.
  • آنچه رشته دوستی را محکم می کند، خیرخواهی و دلسوزی و مثل آینه، راست و شفّاف و صادق بودن است.
  • پس اگر از نعمت «دوست خوب» برخوردار بودیم، ‌ما هم به او خوبی کنیم.
  • برخورد صادقانه با دوستان، شکرانه و سپاس صداقت آنان است.
  • قدر دوستان یکرنگ و باصفا را بدانیم، ‌چرا که آنان امید ما را به فردایی روشن بیشتر می کنند و در سختیها یار و غمخوار ما هستند.


منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی





نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 28 مرداد 1395  توسط مهدی زارع | نظرات (0)

Image result for ‫امام هادي‬‎

امام هادی علیه السلام فرمودند:

مَنْ رَضِیَ عَنْ نَفسِهِ کَثُرَ السَّاخِطُونَ عَلَیهِ
هر کس از خودش راضی باشد، دشمنان و بدخواهانش زیاد شود.
اعلام الدین، ص 311

شرح حدیث:

  • خودپسندی آن است که شخص، از صفات و اعمال و رفتار خود راضی باشد و هیچ عیبی را در خود نپذیرد و خویش را کامل و بی نقص بداند.

  • این صفت، تکبّر می آورد و اشخاصِ‌ از خود راضی، در دیگران به دیده ی تحقیر می نگرند. در نتیجه، دیگران هم از آنان خوششان نمی آید.

  • هیچ کس بی عیب نیست.

  • پذیرفتن عیوب، مقدمه برطرف کردن آنهاست.

  • افراد فروتن و حقیقت بین، در پی آنند که کاستیها و ضعفهای خود را بشناسند و آنها را از بین ببرند و کامل تر شوند.

  • از نشانه های افراد خودخواه و خودپسند، فخرفروشی بر دیگران و تحقیر مردم و بی اعتنایی به همنوعان است. این خصلت را باید درمان کرد و احترام دیگران را نگه داشت. آنان که خود را بهتر از همه می دانند، نه خود را شناخته اند، نه دیگران را.

  • در توصیه های دینی آمده است.«آنچه برای خود می خواهی، برای دیگران هم بخواه و آنچه را بر خود نمی پسندی، برای دیگران هم مپسند»(محجة البیضاء، ج3، ص 354).

  • راستی... ما تا چه اندازه به نقاط ضعف خویش آگاهیم؟

  • و تا چه حدّ از خوبیها و صفات نیک آنان باخبریم؟

  • اندکی در خود نگر تا کیستی؟...

  • پس چه جای غرور و خودپسندی و خودبرتربینی؟

منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی.





نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 28 مرداد 1395  توسط مهدی زارع | نظرات (0)

Image result for ‫امام هادي‬‎

امام هادی علیه السلام فرمودند:

لَوْ سَلَکَ النّاسُ وادِیاً وَسیعاً لَسَلَکْتُ وادِیَ رَجُلٍ عَبدَ اللهَ وَحدَهُ خالِصاً؛

اگر مردم، در وادی گسترده ای راه بپویند، من در وادی مردی راه خواهم پیمود که تنها خداوند را خالصانه عبادت کند.

حیاة الامام علی الهادی علیه السلام، ص 165

شرح حدیث:

بعضی از مردم، همرنگ جماعت می شوند. هر طور دیگران هستند، خود را همسو و همراه با آنان نشان می دهند، حتّی اگر مسیر حرکت جامعه برخلاف باشد. این هنر نیست.

حرکت در «راه خدا» و در «صراط مستقیم» دشوار است. اگر در روایات آمده است که صراط در قیامت، از مو باریک تر و از شمشیر برنده تر است و همه از روی آن می گذرند و برخی به جهنم سقوط می کنند.

و اگر در روایات آمده است که: دو صراط است، یکی صراط در قیامت و یکی صراط در دنیا، و صراط در دنیا حرکت در مسیر اولیای الهی و پیروی از ائمّه و پیشوایان معصوم است؛ این نکته گویای این حقیقت است که در دنیا هم صراط حق و راه درست، ‌باریک و سخت و پرمخاطره است. اگر همه ی مردم، در یک جاده وسیع و اتوبان حرکت کنند، امّا بیراهه باشد، خردمند کسی است که در راه درست گام بردارد، هرچند باریک و دشوار و دارای رهروان کمتری باشد.

آن که خدای یکتا را خالصانه می پرستد و بنده ی اوست، «در راه» است. آنان که در پی هوسها، فسادها، لذّتهای حرام، بی اعتقادی به خدا و قیامتند، هرچند فراوان باشند، «بیراهه» می روند.

رهنمود امام در این حدیث این است که اگر جماعت بیراهه می روند، ما در راه درست و خداپسندانه حرکت کنیم، هرچند تنها بمانیم و با دشواری ها رو به رو شویم.

باید «معیار» داشت و بر اساس معیار زندگی کرد.

منبع: حکمت های نقوی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی





نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 28 مرداد 1395  توسط مهدی زارع | نظرات (0)

Image result for ‫امام هادي‬‎

امام هادی علیه السلام فرمودند:


حُسْنُ الصُّورَةِ جَمالٌ ظاهِرٌ، وَ حُسنُ العَقْلِ جَمالٌ باطِنٌ؛


زیبایی چهره، جمال ظاهر است، ولی نیکویی عقل، جمال درون است.

موسوعة سیرة اهل البیت علیهم السلام، ج33، ص 212.

شرح حدیث:

در هنر، سخن از «جمال» و زیبایی است.

هنرمند، زیبایی را می شناسد و با هنر خویش در هر یک از عرصه های قلمی، شعری، تصویری، صوتی، نمایشی، خطّاطی و... زیبایی می آفریند.

ولی آیا زیبایی تنها در چهره است؟

آیا جمال، تنها جمال مادی و صوری است؟

برتر از جمال مادی، جمال معنوی است و بهتر از زیبایی صورت، زیبایی سیرت است و جمال درون و سیرت، در سایه عقل و ایمان و فهم و شعور است.

امام سجاد علیه السلام، گسترش عدالت و فروخوردن خشم را زینت و زیور اهل تقوا می داند(صحیفه سجادیه، دعای 20).

امام علی علیه السلام، عفاف را زینت فقر می شمارد و شکر را زینتِ ثروتمندی. (نهج البلاغه، فیض الاسلام، حکمت 65.)

همچنین آن حضرت، حلم را جمال مرد، وقار را زیبایی انسان، پرهیزکاری را جمال مؤمن و دوری از ننگ و عار را مایه ی زیبایی و آراستگی مؤمن می شمارد. (غررالحکم، ج7، ص 44.)

اینها نشان می دهد برتر از زیبایی ظاهر و چهره، زیبایی اخلاق و فکر و عمل و اندیشه است، وگرنه «ای بسا ابلیسِ آدم رو که هست... ».

مؤمن هم باید بکوشد خود را به جمال باطنی آراسته کند و سیرت و رفتار عالی و زیبا داشته باشد، تا محبوب خدا و خلق خدا قرار گیرد. این است که کارساز است و در قیامت ثمر دارد، وگرنه:

صورت زیبا نیاید هیچ کار   ای برادر سیرت زیبا بیار

 

منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی





نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 28 مرداد 1395  توسط مهدی زارع | نظرات (0)

Image result for ‫امام هادي‬‎

امام هادی علیه السلام فرمودند:

منْ سَاَلَ فَوقَ قَدرِ حَقِّهِ فَهُوَ اَولی بِالحِرمانِ؛

هر کس بالاتر از اندازه ی حق خود درخواست کند، به محرومیّت سزاوارتر است.

نزهة النّاظر، ص 110

شرح حدیث:

رحمت خدا بر کسی که حدّ خود را بشناسد و از آن فراتر نرود.

انسان باید «قدر خویش» را در زمینه های مختلف بشناسد. کسی که پرتوقع است، یعنی حدّ خودش را نشناخته است. کسی که درس نخوانده و زحمت نکشیده و امید قبولی در امتحان دارد؛ یا کسی که رنج نبرده، امید به دستیابی به گنج دارد؛ یا کسی که انتظار دارد بیش از حدّ علم و معرفت و خدمت و کارش مورد توجه قرار گیرد، خواهان بیش از حدّ خویش است.

این گونه کسان، بیشتر دچار محرومیّت می شوند.

طمع، قانع نبودن به حدّ و اندازه ی خویش است و موجب محرومیت می شود.

طمع را نباید که چندان کنی

که صاحب کرم را پشیمان کنی

آزمندی و حرص و طمع، خصلتی ناپسند است. آن که دچار این صفت باشد، همیشه در ذلّت و خواری است.

حتی در رابطه با خدا هم، کسی که اصرار بر گناه دارد ولی امیدوار به آمرزش است، یا تنبل و بیکار است و انتظار وسعت رزق دارد، یا طاعت و بندگی به جا نمی آورد، ولی از خدا بهشت می طلبد. درخواستِ بیش از حق خود دارد و سزاوار حرمان است.

در توصیه های لقمان به فرزندش آمده است: اگر عزّت خواهی، از آنچه در دست مردم است قطع طمع کن و به آنچه خدا داده است، راضی باش.

کلام زیبای امام علی علیه السلام در این باره این است که فرمود:« الطّامِعُ ابداً ذلیلٌ»(غررالحکم، ج7، ص 213.).«طمع کار، همیشه خوار و ذلیل است».

منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی.





نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 28 مرداد 1395  توسط مهدی زارع | نظرات (0)

Image result for ‫امام هادي‬‎

امام هادی علیه السلام فرمودند:

اَلحِلمُ هُوَ اَنْ تَملِکَ نَفسَکَ، وَ تَکْظِمَ غَیْظَکَ، وَ لا یَکُونُ ذَلِکَ إلّا مَعَ القُدرَة؛

حلم و بردباری آن است که خویشتن دار باشی و خشم خود را فرو بری و بروز این خصلت، جز در موردی که قدرت ( بر اعمال خشم) داشته باشی و اعمال نکنی، محقق نمی شود.

موسوعة سیرة اهل البیت علیهم السلام، ج33، ص 205

شرح حدیث:

قوی ترین افراد، کسانی هستند که بر نفس خود مسلطند.

در روایات، از این که کسی «مالک نفس» باشد، بسیار سخن گفته شده و این صفت را ستوده اند. این قدرت روحی در عرصه های مختلف آشکار می شود. یکی هم آن گاه است که انسان خشمگین و عصبانی می شود و می خواهد رفتارهای تند و خشن از خود نشان دهد یا حرفهای غلیظ بزند؛ و اگر ضعیف باشد همین کار را می کند و بعد پشیمان می شود.

اما کسی که حلیم و بردبار است، خشم خود را مهار می کند و عصبانیّت خویش را فرو می برد و بر اعصاب خود مسلط می گردد.

این قدرت روحی و صفت نیک در قرآن هم آمده است و از کسانی که خشم خود را فرو می برند و بر خود مسلّطند، با عنوان «الکاظمین الغیظ» یاد شده است. (آل عمران، 134.)

یکی از لقبهای امام هفتم شیعیان هم «کاظم» است و این به سبب اخلاق والا و حلم و بردباری آن حضرت بوده است.

رسیدن به این مرحله از کمال روحی، تمرین و ممارست و کنترل دائمی بر حرفها و رفتارها را می طلبد و مثل قدرت جسمی و عضلانی که با ورزش و تمرین به دست می آید، در اثر تمرینهای بسیار می توان به حدّی رسید که خود را مهار کرد و مالک نفس خویش شد.«گر بر سَرِ نفسِ خود امیری، مردی!».

منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی





نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 28 مرداد 1395  توسط مهدی زارع | نظرات (0)

Image result for ‫امام هادي‬‎

امام هادی علیه السلام فرمودند:

اَلجاهِلُ اَسِیرُ لِسانِهِ؛

نادان، اسیر زبان خویش است.

اعلام الدین، ص 311.

شرح حدیث:

اسارت انواع گوناگون دارد.یکی اسیر بند و زنجیر و زندان است.

دیگری اسیر عادتهای ناپسند و گناهان است،

یکی اسیر مال و مقام و ثروت و شهرت است،

یکی هم «اسیر زبان» است و این، ویژگی انسانهای جاهل و کم خرد است که کنترلی بر زبان و گفتار خود ندارند و در همین رهگذر، دچار پشیمانیهای جبران ناپذیر می شوند.

عاقل و فرزانه، آنچه را نمی داند، نمی گوید. تا نپرسند، جواب نمی دهد. سخنانش متین و سنگین است. از لغو و بیهوده گویی پرهیز می کند. سخنان درشت و آزاردهنده به دیگران نمی گوید. در موردی که اطلاع کافی ندارد، اظهارنظر نمی کند. حرفی می زند که برای خود و دیگران سودمند باشد.

اما جاهل، چنین نیست. گرفتار زبان لجام گسیخته و بی مهار است که برای او دردسرساز می شود و گاهی «زبان سرخ، سرِ سبز می دهد بر باد». به قول ایرج میرزا:

کم گوی و مگوی هرچه دانی   لب دوخته دار، تا توانی

بس سر که فتاده ی زبان است   با یک نقطه، زبان، زیان است

نادان به سر‍ِ زبان نهد دل     در قلب بود، زبان عاقل(رهنمون، ذوالقدری، ص 454.)

آنچه انسان را از «اسارت زبان» می رهاند، مهار و کنترل آن است و این وقتی است که قبل از هر گفتار، درباره ی آنچه می خواهیم بگوییم، بیندیشیم و خوبی و بدی و صلاح و فساد و سود و زیان آن را در نظر داشته باشیم، آنگونه که توصیه کرده اند.

مزن بی تأمل به گفتار، دَم!

 

منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی.





نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 28 مرداد 1395  توسط مهدی زارع | نظرات (0)

Image result for ‫امام هادي‬‎

امام هادی علیه السلام فرمودند:

إنَّ مِنَ العِزَّةِ بِاللهِ اَن یُصِرَّ العَبدُ عَلَی المَعصِیَةِ وَ یَتَمنّی عَلی اللهِ المَغفِرَةَ؛

از نمونه های غرور نسبت به خدا آن است که «بنده»، بر گناه اصرار و پافشاری کند و از «خدا» امید آمرزش داشته باشد.

موسوعة سیرة اهل البیت علیهم السلام، ج33، ص 212.

شرح حدیث:

میان معصیت و مغفرت، ‌پلی وجود دارد، به نام «توبه».

توبه، هم درکِ زشتی و بدی گناه است، هم پشیمانی و ندامت از نافرمانی، هم تصمیم جدّی بر ترک گناه و تکرار نشدن اشتباه و خطا، هم جبران قصورها و خلافهای پیشین و ادای حق مردم در صورتی که گناه مربوط به «حقّ الناس» باشد.

با این حال، کسی که همچنان گناه می کند و بر تکرار معصیت و استمرار آن اصرار می ورزد، از آن طرف هم امید و آرزوی آمرزش الهی دارد، مغرور و خودباخته و خود فریفته نیست؟

خداوند، آمرزنده و غفّار است، ولی نسبت به کسی که از گناه برگردد و توبه کند.

مغفرت الهی محدود است و حدّ آن«توبه»است.

کسی که این حدّ و مرز را نشناسد، مغرور به رحمت الهی شده است. حضرت علی علیه السلام در کلامی نسبت به مغروران چنین هشدار می دهد:« هشدار، هشدار، ای مغرور!چنان همه جانبه گناهت را پوشانیده که گمان کرده ای آمرزیده است. (غررالحکم، ج2، ص 280)

یکی از اشتباهات این است که انسان معصیت کار، با کیفر سریع الهی روبرو نمی شود ولی پندارد که گناهی کرده و کسی آن را ندیده است! غافل از این که در همه حال در منظر حق متعال قرار داشته است.

ادامه ی گناه و ترک توبه و آرزوی مغرفت الهی با هم ناسازگار است. کسی که امید به رحمت الهی دارد، باید توبه کند.

منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی.





نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 28 مرداد 1395  توسط مهدی زارع | نظرات (0)

Image result for ‫امام هادي‬‎

امام هادی علیه السلام فرمودند:

خَیرٌ مِنَ الخَیرِ فَاعِلُهُ، وَ اَجمَلُ مِنَ الجَمیلِ قائِلُهُ، وَ اَرجَحُ مِنَ العِلمِ عامِلهُ؛

بهتر از نیکی، انجام دهنده آن است و زیباتر از زیبا، گوینده ی آن است، و برتر از علم، عمل کننده ی به دانش است.

بحارالانوار، ج75، ص 370.

شرح حدیث:

صفات خوب و بد و کارهای پسندیده و ناپسند، در عمل و رفتار انسان ها تجلی و تجسّم پیدا می کنند و اگر افراد نباشند، خوبی و بدی و کار نیک و بد، در بیرون وجود ندارد.

همه ی صفات چنین است و همه ی فضایل اخلاقی این گونه است. مثلاً شجاعت و سخاوت خوب است، ولی بدون رفتار یک شجاع و بخشنده در بیرون وجود نمی یابد.

از این رو، امام هادی علیه السلام انجام دهنده ی خیر و نیکی را بهتر از خود نیکی می داند و گوینده ی حرف نیکو و زیبا را برتر از زیبا می شمارد و عمل کننده ی به علم را بهتر از خود علم معرفی می کند.

در علم اخلاق، آنچه ارزشمند است، آراسته شدن افراد به صفات نیک است، نه یاد گرفتن و حفظ کردن متون اخلاقی یا احادیث تربیتی یا اشعار حکمت آمیز. سعدی درباره ی آنان که علم دارند، ولی به علم خود عمل نمی کنند، می گوید( بر اساس آیه قرآن): «چهارپایی بر او کتابی چند»!

وقتی دانستیم فلان کار«خوب» است، اگر آن را انجام دهیم، از آن خوبی خوب تریم. و اگر فهمیدیم فلان سخن زیباست، اگر گوینده آن باشیم، از آن زیباتریم. و اگر دانشی آموختیم و به آموخته ی خویش عمل کردیم، از آن برتریم.

ثمر علم ای پسر عمل است 

ورنه تحصیل علم دردسر است

سعدی گوید: «دو کس رنج بیهوده بردند و سعی بی فایده کردند، ‌یکی آن که اندوخت و نخورد، و دیگر آن که آموخت و نکرد.

علم، چندان که بیشتر خوانی 

چون عمل در تو نیست، «نادانی»

(گلستان سعدی، باب هشتم، نکته 3)

منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی





نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 28 مرداد 1395  توسط مهدی زارع | نظرات (0)

Image result for ‫امام هادي‬‎

 امام هادی علیه السلام فرمودند:


إنَّ النَّفسَ اَقْبَلُ شَیئٍ لِما اَعْطَیتَ، وَ اَمنَعُ شیئیٍ إذا مَنَعْتَ؛


نفس انسان پذیراترین چیز است نسبت به آنچه به او بدهی و منع کننده ترین چیز است، آنگاه که او را محروم کنی.

بحارالانوار، ج75، ص 370.

شرح حدیث:

مثل بذری که در اختیار کشاورز است و آن را می افشاند و آبیاری می کند و به ثمر می رساند، وجود انسان نیز یک بذر قابل رویش و نهال قابل رشد است.

آنچه مهم است، «تربیت نفس» و خودسازی است.

انسان، اثرپذیر است و این کار تربیت و تهذیب نفس را آسان می کند. هر که نفس و تمنّیات نفسانی را آزاد بگذارد و دنبال هوسها و خواسته های دل برود، نفس سیری ناپذیر او را به فساد و به جهنم می کشاند. و هر که خواسته های دل را مهار کند و بر آن مسلّط باشد، سعادتمند می شود.

قرآن کریم، بهشت را از آنِ کسانی می داند که جلوِ هوسهای نفس بایستند و از خدا و قیامت بترسند. (نازعات،آیه40*41)

حال که چنین است، چرا رها ساختن نفس در مرداب شهوات و در گرداب رذایل؟

حضرت علی علیه السلام می فرماید: من نفس خویش را با «تقوا» تمرین می دهم و تربیت می کنم، تا در روز قیامت، ایمن و آسوده به عرصه ی محشر و حساب بیاید. (نهج البلاغه، نامه 45).

اگر طبق اشتهای نفس عمل کنیم، سیری ناپذیر است. و اگر به خواسته های دل، «نه» بگوییم، به همین عادت می کند.

 

منبع: حکمت های نقوی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی





نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 28 مرداد 1395  توسط مهدی زارع | نظرات (0)

Image result for ‫امام هادي‬‎

امام هادی علیه السلام فرمودند:

المُصیبَةُ لِلصّابِرِ واحِدَةٌ وَ للجازِعِ إثنانِ

مصیبت، برای صبرکننده یکی است و برای بی تابی کننده دو تا.

بحارالانوار، ج75، ص 369.

شرح حدیث:

زندگی در دنیا، با مصیبت ها و حوادث ناگوار همراه است.

سخت ترین مصیبت ها هم از دست دادن عزیزان و داغ فرزند و برادر و... است.

آنچه انسان را در برخورد با این حوادث تلخ و شکننده مقاوم می سازد، پناه گرفتن در پناهگاه استوار«صبر» است. قرآن کریم هم توصیه می فرماید که از صبر و نماز، کمک بگیرید. ( بقره،45 و 153.) چون شکیبایی در برابر مصیبت، و در روی آوردن به نماز و ذکر خدا، انسان را مقاوم می سازد و تحمل او را افزایش می دهد.

بی تابی و ناله و شیون، مشکلی را حل نمی کند و مرده را زنده نمی کند و عزیز از دست رفته را به ما برنمی گرداند؛ ولی صبر، اندوه ما را می کاهد.

این است که در این حدیث، امام هادی علیه السلام (رک: حکمتهای کاظمی، حدیث 10) مصیبت را برای صبرکننده یکی می داند و برای آن که از خود بی تابی نشان می دهد، دو تا.

آن که دچار حادثه ی غمبار و مصیبتی می شود، با واقعیتی روبروست که نسبت به آن نمی توان کاری کرد. مگر صبر و شکیبایی، از این رو، همیشه به داغدیدگان توصیه می کنند که صبر کند و عنان اختیار را از کف ندهد و بی تابی نکند، چون چنین حوادثی برای همه پیش می آید. کیست که داغ عزیز ندیده و به فراق دوستان مبتلا نشده باشد؟

به گفته سعدی: «صبر تلخ است، ولیکن بَرِ شیرین دارد. »(کلیات سعدی، ص 53).

منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی.





نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 28 مرداد 1395  توسط مهدی زارع | نظرات (0)

Image result for ‫امام هادي‬‎

امام هادی علیه السلام فرمودند:

اَلمَقادیرُ تُریکَ مَا لَمْ یَخطُرْ بِبالِکَ؛

تقدیرها،آنچه را که بر دلت خطور نمی کرد، نشانت می دهد.

بحارالانوار، ج75، ص 369

شرح حدیث:

عالمی در زیر دارد، ‌آنچه در بالاستی...

آگاهی ما از جهان و اسرار پشت پرده آن و مقدّرات عالم اندک است. ما بر اساس علم محدود خویش، مسائل و حوادث را ارزیابی و پیش بینی می کنیم، ولی گاهی آنچه مقدّر شده، از دایره تصوّرات و پندارهای ما بیرون است.

یک دیکتاتور حاکم و جبّار، در اوج قدرت و سیطره ی بر مردم، هیچ می پندارد که ممکن است روزی سرنگون گردد و به خاک سیاه بنشیند؟

یک ثروتمند میلیاردر، فکر می کند که روزی ممکن است همه ی دارایی اش از دست برود و محتاج دیگران شود؟

در تقدیر الهی این است که ظلم و خیانت، دامن ستمگر را می گیرد و اسراف و ناسپاسی، سبب زوال نعمت می شود. ولی افراد غافل از برنامه ها و سنتهای خدا در هستی، به فکرشان نمی رسد که روزی مقام و قدرت و ثروت را از دست بدهند.

شاعر گوید:

دیدی که خون ناحق پروانه، شمع را

چندان امان نداد که شب را سحر کند؟

حکمتی که از امام هادی علیه السلام خواندیم، هشدار می دهد که خود را و وضع کنونی خویش را همیشگی و پایدار ندانیم. چه بسا تقدیر، چیزهایی نشانمان دهد که به فکرمان هم نمی رسیده است.

گفتم که خطا کردی و تدبیر نه این بود

گفتا چه توان کرد که تقدیر چنین بود

(سلمان ساوجی، دیوان، ص 98)

این است که گاهی ما «تدبیر» می کنیم.

ولی... «تقدیر» چیز دیگری است!

 

منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی





نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 28 مرداد 1395  توسط مهدی زارع | نظرات (0)

Image result for ‫امام هادي‬‎

 

امام هادی علیه السلام فرمودند:

البُخلُ اَذَمُّ الاَخلاقِ، وَ الطَّمَعُ سَجِیَّةٌ سَیّئَةٌ؛

بخل، ناپسندترین اخلاق و طمع، خصلتی زشت است.

بحارالانوار، ج75، ص 369

شرح حدیث:

خُلق و خوی هر کس، نشان دهنده ی شخصیت انسانی اوست.

اخلاق نیک، مایه ی فضیلت و برتری است و اخلاق ناپسند، موجب کاهش ارزش انسان است.

در خودسازی و تربیت نفس، ابتدا باید «رذایل اخلاقی» را شناخت، سپس خود را از آنها دور ساخت.

بخل و طمع که در این حدیث آمده، از بدترین خصلت هاست. محبوبیّت انسان را می کاهد و موجب تنهایی انسان می گردد. افراد بخیل، موفق به داشتن دوستان صمیمی نمی شوند. افراد طمعکار هم به حقارت و پستی دچار می شوند.

ای دل تو ز خلق، هیچ یاری مطلب

وز شاخ برهنه، سایه داری مطلب

عزّت ز قناعت است، خواری ز طلب

با عزّت خود بساز و خواری مطلب

(خواجه عبدالله انصاری.)

بخیلان، امیدشان به خدا اندک است و چون به جایگزینی ایمان ندارند، انفاق نمی کنند و چون خودخواهند، به دیگران بخشش نمی کنند.

طمعکاران هم چون روحیه ی قناعت ندارند، همیشه چشمشان گرسنه است و به قول سعدی، چشم آنان را جز خاک گور پر نمی کند.

آن شنیدستی که در اقصای غَور     بارسالاری بیفتاد از ستور

گفت: چشم تنگ دنیادوست را      یا قناعت پر کند یا خاک گور

در سخنان امام علی علیه السلام آمده است:بخیل، میان عزیزان خودش هم خوار است. (غررالحکم، ج1، ص 377)

و این روشن ترین گواه ناپسندی صفت بخل است.

منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی.





نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 28 مرداد 1395  توسط مهدی زارع | نظرات (0)

Image result for ‫امام هادي‬‎

امام هادی علیه السلام فرمودند:

إنَّ لَنا بِالرُّسُلِ اُسوَةٌ، کانوا یَأکُلُونَ و یَشْرَبُونَ و یَمْشونَ فی الأسواقِ؛

پیامبران برای ما سرمشق اند. آنان می خوردند و می نوشیدند و در بازارها راه می رفتند.

بحارالانوار، ج75، ص 368.

شرح حدیث:

در طول تاریخ، کافران برای نپذیرفتن دعوت پیامبران، دنبال بهانه بوده اند.

یکی از بهانه هایشان این بوده که چرا کاخ و ثروت ندارند؟ چرا مثل مردم عادی اند؟ چرا در هوا نمی پرند؟ چرا مثل دیگران غذا می خورند و راه می روند؟ در حالی که اینها نشان دهنده ی مردمی بودن رسولان است و این که از جنس مردمند و می توانند الگو باشند.

در قرآن آمده است:« ما پیامبران را پیش از تو هم چنان قرار دادیم که غذا می خوردند و در بازارها راه می رفتند. »(فرقان، 20.)

و این پاسخی به آن بهانه جویی هاست.

امامان ما نیز، با آن که در علم و فضل و مقام، بسیار بالایند و از عصمت برخوردارند و زبده ترین آفریدگان خدا به شمار می روند، در «زندگی مردمی» به پیامبران الهی اقتدا کرده اند. از این رو، برای همگان اسوه و الگویند.

عادی نشان دادن زندگی امامان، پاسخی به ادعاهای افراطی، «غُلات» نیز شمرده می شود که برای ائمه علیهم السلام مقام خدایی قائلند و انحراف اعتقادی دارند. امامان نیز با شدیدترین تعبیرات، آنان را نکوهش و از ایشان اظهار برائت و بیزاری کرده اند.

ساده زیستی پیشوایان دینی ما، برای همه ی ما سرمشق است، تا دور از تکبّر و خودبرتربینی، و دور از تجمّلات و اشرافیّت و اخلاق فرعونی، زندگیهایمان ساده و باصفا باشد و بتوانیم ادّعا کنیم که پیرو آن پیشوایانیم.

منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی





نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 28 مرداد 1395  توسط مهدی زارع | نظرات (0)

Image result for ‫امام هادي‬‎

امام هادی علیه السلام فرمودند:

إنَّ الامامَ بَعدِی اَلحَسَنُ اِبنی، وَ بَعْدَ الحَسَنِ إبْنُهُ القائِمُ الَّذِی یَمْلأ الأرض قِسطاً وَ عَدلاً، کَما مُلِئَتْ جَوراً وَ ظُلماً؛

امام بعد از من، فرزندم«حسن» است و پس از حسن پسرش «قائم»، آن که زمین را پر از عدل و داد می کند، آن گونه که پر از جور و ستم شده باشد.

اکمال الدین، ص 383.

شرح حدیث:

اعتقاد به مهدویّت و منجی در آخرالزّمان، در همه ی ادیان وجود دارد؛ لیکن در اسلام، این عقیده با وضوح و شفافیت بیشتری مطرح است و مشخصات آن «مصلح جهانی» به دقت بیان شده است.

هم پیامبر خدا صلی الله علیه و آله از آمدن مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف خبر داده است، هم امامان معصوم علیهم السلام. (منتخب الاثر)

در این حدیث نیز، امام هادی علیه السلام، امام بعد از خود و امام دوازدهم را معرفی کرده است، تا شیعیان پیشوای حق را بشناسند و پس از شهادت یک امام، در مرحله ی بعد دچار تردید و سرگردانی نشوند. این شیوه، در میان همه امامان رایج بوده که قبل از وفاتشان، امام بعدی را معرفی می کردند.

ویژگی «عدالت گستری» در سطح جهان که برای حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مطرح است، در روایات فراوانی آمده است و این مژده، مستضعفان را به آینده ای روشن و امیدبخش برای بشریت ستمدیده، دلگرم و امیدوار می سازد.

طلوع می کند آن آفتاب پنهانی

ز سمت مشرق جغرافیای عرفانی

تویی بهانه ی آن ابرها که می گریند

بیا که صاف شود این هوای بارانی

به امید روزی که آن آفتاب عدل و داد، بر بام جهان بتابد و زمین را از برکات وجودی اش سرشار سازد.

منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی





نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 28 مرداد 1395  توسط مهدی زارع | نظرات (0)

Image result for ‫امام هادي‬‎

امام هادی علیه السلام فرمودند:

کُلَّما الطَّلَع عَلَیهِ الرَّسُولُ فَقَدِ اطَّلَعَ اَوصیاؤُهُ عَلَیهِ، کَیلاَ تَخلُو اَرضُهُ مِن حُجَّةٍ یَکُونُ مَعَهُ عِلمٌ یَدُلُّ عَلی صِدْقِ مَقالَتِهِ؛

پیامبر بر هر چه اطلاع و آگاهی داشته باشد، جانشینانش هم بر آن آگاهند، تا زمین خدا از حجتی خالی نباشد که علمی دارد که نشانه ی صدق گفتار اوست.

بحارالانوار، ج75، ص 367.

شرح حدیث:

امامان معصوم علیهم السلام را «حجّت»گویند.

چرا که از سوی خدا، به عنوان سند و برهانی برای حقّانیّت «راه خدا» و الگوگیری« بندگان خدا» قرار داده شده اند.

حجت الهی، باید برتر از دیگران باشد، تا گفته اش و رفتارش برای مردم«سند» به شمار آید. یکی از امتیازهای امامان معصوم علیهم السلام، «علم» آنان است؛ آن هم علمی لدنّی و خدادادی که از راه کسب دانش و مکتب رفتن و استاد دیدن نباشد.

این ویژگی و موهبت، در «پیامبر» هم هست، چون انبیای الهی نیز حجتهای پروردگارند و خدای متعال علم بی پایان خویش را در وجود آنان نهاده است.

تأکید امام هادی علیه السلام در این حدیث، بر این نکته است که هرچه را خداوند به پیامبرش عطا کرده، به جانشینان او هم داده است و ائمه علیهم السلام، وارثان حکمت و علم نبوی اند و آنچه را «رسول» می داند، «امام» هم می داند و این به سبب آن است که زمین، خالی از حجت نباشد.

در سیره ی امامان معصوم علیهم السلام، موارد متعددی دیده می شود که آنان، برای ابهام زدایی از کسانی که در امامتشان تردید دارند، گوشه ای از آن علومی را که دارند و خدا به آنان داده است نشان می دهند، تا برای مردم اطمینان حاصل شود.

امام، تداوم بخش راه رسول است، ‌پس باید ویژگیهای او را هم داشته باشد.

منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی.





نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 28 مرداد 1395  توسط مهدی زارع | نظرات (0)

Image result for ‫امام هادي‬‎

امام هادی علیه السلام فرمودند:

اَلعالِمُ وَ المُتَعَلِّمُ شریکانِ فی الرُّشدِ، مأمورانِ بالنَّصیحَةِ، مَنهیّانِ عَنِ‌الغَشِّ؛

دانشمند و دانش آموزنده، در رشد و بالندگی شریکند، هر دو مأمور به خیرخواهی اند و هر دو از فریب نهی شده اند.

بحارالانوار، ج75، ص 367.

شرح حدیث:

بزرگ ترین بخل، «بخل علمی» است؛ یعنی آنچه را کسی می داند، به دیگران یاد ندهد.

بدترین تکبّر هم، «تکبّر علمی» است؛ یعنی کسی که داناست، خود را برتر ببیند و کبرفروشی کند. و کسی که نادان است، از پرسیدن شرم کند، یا عار داشته باشد.

تعامل میان معلّم و شاگرد، ‌باید به صورت «سؤال و جواب» باشد. نه شاگرد از پرسیدن دوری کند، نه عالم از یاد دادن.

رشد علمی در سایه ی این «مشارکت» است.

در این مشارکت علمی، هم باید خیرخواهی و نصیحت وجود داشته باشد، هم صداقت و راستی، تا دانش بشری رشد یابد و در سطح علوم افزایش پدید آید.

یا فایده ده، آنچه بدانی دگری را

یا فایده گیر آنچه ندانی ز دگر کس

و این کلام مشهور است که زکات دانش، نشر و گسترش آن است (غررالحکم، ج4، ص 104).

اگر دانشمند، در آموختن علم خود به دیگران بخل بورزد، رشد علمی متوقف می شود و اگر دانشجو در آموختن و فراگیری، جدیّت و شوق نداشته باشد، به مراتب عالی نمی رسد. ما امروز، ریزه خوار دانش گذشتگانیم که سخاوتمندانه حاصل عمر خویش را در قالب کتابها و تألیفات به آیندگان سپردند. هم احترام پیشینیان لازم است، هم بهره وری از ذخایر علمی آنان.

فریب و بی صداقتی در عرصه ی دانش هم، نکوهیده است. چون هم مانع کمال علم می شود، هم دانش را در استخدام سودجویان بی تعهّد قرار می دهد.

منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی، ‌انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول(1391).





نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 28 مرداد 1395  توسط مهدی زارع | نظرات (0)

Image result for ‫امام هادي‬‎

امام هادی علیه السلام فرمودند:

مَنْ هانَتْ عَلَیهِ نَفْسُهُ فَلا تَأمَنْ شَرَّهُ؛

هر کس خودش در نظرش بی مقدار باشد، از شرّ او ایمن مباش.

تحف العقول، ص 483.

شرح حدیث:

خداوند، انسان را «خلیفة الله» می داند.

گوهر وجود انسان بسیار ارزشمند است. اگر در مسیر هدایت و خیر قرار گیرد، از فرشته هم برتر می شود و اگر به بیراهه افتد، از درندگان و بهایم هم پست تر می شود.

شرط نخست کمال، «ایمان به نفس» است و رسیدن به خودباوری و اعتقاد به جایگاه رفیع انسان در منظومه ی آفرینش و هستی.

اگر کسی قدر خود را نداند، به تباهی کشیده می شود.

اگر شخصیت و جایگاه انسانی فرد در نظر خودش پست و حقیر باشد، هر کار زشتی را مرتکب می شود و حرمت انسانی خویش را نگاه نمی دارد. از چنین کسی باید ترسید، زیرا وقتی کسی برای خودش ارزشی قایل نباشد، برای دیگران هم قایل نخواهد بود.

بی جهت نیست که افراد بی فرهنگ و بی هویّت، دست به جنایتهای بزرگ می زنند و از جامعه انتقام می گیرند و بزهکاری برای آنان امری عادی است.

اگر «خودشناسی» در کلام حضرت امیر علیه السلام بهترین و سودمندترین معرفتها به شمار آمده است، به همین دلیل است. (غررالحکم، ج6، ص 148) تا انسان بداند کیست و از کجاست و چگونه باید باشد و چه صفاتی لایق و متناسب با جایگاه والای اوست.

گراز پی شهوت و هواخواهی رفت 

  از من خبرت که بینوا خواهی رفت

بنگر چه کسی و از کجا آمده ای؟ 

   می دان که چه می کنی، کجا خواهی رفت

(خیام نیشابوری.)

از ارزش وجودی خویش غافل نشویم. تا به خود و دیگران ضرر نزنیم.

منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی





نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 28 مرداد 1395  توسط مهدی زارع | نظرات (0)

Image result for ‫امام هادي‬‎

امام هادی علیه السلام فرمودند:


إنَّ اللهَ إذَا اَرادَ بِعَبْدٍ خیراً، إذا عُوتِبَ قَبِلَ


هرگاه خداوند، خیر و خوبی بنده ای را بخواهد، او چنان می شود که اگر مورد عتاب و سرزنش قرار گرفت، می پذیرد.

تحف العقول، ص 481.

شرح حدیث:

گاهی در گفتار و رفتار ما خطا وجود دارد.

اگر بر خطای خویش اصرار بورزیم، هرگز اصلاح نمی شویم. اما اگر کسی خطا و عیب ما را به ما گفت و ما را بر کار ناپسندی ملامت کرد، بهتر است بپذیریم و عیب خویش را برطرف سازیم.

از سخنان مشهور امام صادق علیه السلام آن است که فرمود: محبوب ترین دوستانم نزد من کسی است که عیبهای مرا به عنوان هدیه به من بگوید. (تحف العقول، ص 366)

حالتِ نقذپذیری و قبول نصیحت، ‌بسیار پسندیده است و از نشانه های تواضع است، زیرا افراد متکبّر حاضر نیستند از کسی نصیحت یا انتقادی بشنوند.

در روایات، عنوانی وجود دارد به نام «قبول النُّصح»؛ یعنی پندپذیری، نقدپذیری، قبول نصیحت. این صفت ستایش شده است. مقدمه ی کمال انسان است و بدون آن خطاهای انسان برطرف نمی شود.

مسؤولان هم باید با آغوش باز، از انتقادهای سازنده و دلسوزانه ی افراد استقبال کنند، تا بهتر بتوانند خدمت کنند.

دشمن، یک خوبی دارد و آن این است که عیب های ما را بیان می کند. ما اگر زرنگ باشیم، از همین فرصت برای عیب زدایی و اصلاح خویش باید استفاده کنیم.

دوستی که خطاهای ما را به ما یادآوری نکند و دلسوزانه تذکّر ندهد، حقّ دوستی را انجام نداده است.

از صحبت دوستی به رنجم   که اخلاق بَدَم، حَسَن نماید

کو دشمن شوخ چشم دانا؟       تا عیب مرا به من نماید

پندپذیر باشیم، تا اخلاق و رفتارمان بهتر شود.

منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی





نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 28 مرداد 1395  توسط مهدی زارع | نظرات (0)

Image result for ‫امام هادي‬‎

 امام هادی علیه السلام فرمودند:

ایّاکَ و الحَسَدَ، فَإنَّهُ یَبِینُ فیکَ وَ لا یَعْمَلُ فی عَدُوِّکَ؛

از حسد بپرهیز، چرا که حسود بودن تو آشکار می شود، و در دشمنت هم تأثیری ندارد.

بحارالانوار، ج 75، ص 369.

شرح حدیث:

حسد، یکی از صفات ناپسند و ریشه ی بسیاری از دشمنیها، جبهه گیریها و غیبتهاست.

در هر کس باشد، هم خودش را از محبوبیت می اندازد، هم دیگران را به زحمت گرفتار می کند و هرگز روی آسایش نمی بیند.

این که گفته اند:« حسود، هرگز نیاسود»، ریشه در احادیث دارد و از سخنان حضرت امیر علیه السلام است که فرمود:« لا راحَةَ لِحسودٍ» «برای حسود، هرگز راحتی و آسایشی نیست. »(بحارالانوار، ج73، ص 252.)؛

به گفته ی سعدی:

توانم آن که نیازارم اندرون کسی  

حسود را چه کنم؟ کو ز خود به رنج در است

حسد را هر چه پنهان کنند، سرانجام به نحوی آشکار می شود، زیرا حسود پیوسته در اندیشه ی آن است که به محسود ضربه بزند و او را از اعتبار و موقعیّت بیندازد؛ این است که به هر کاری دست می زند و این سبب می شود حسد را از گفتار و رفتار و نگاه و برخوردهایش بفهمند.

اما اغلب، این حسد مایه ی رنج درونی خود شخص می شود، بی آن که آسیبی به طرف مقابل بزند. به فرموده ی امام باقر علیه السلام:«حسد، ایمان را می خورد، همان طور که آتش، هیزم را می خورد و نابود می کند. »(اصول کافی، ج2، ص 306.)

اگر خواهان نعمتیم، از خدا بخواهیم به ما هم عطا کند، نه آن که آرزوی زوال نعمت دیگران را داشته باشیم.

  کرم خدا بسیار است و خزانه ی عطایش بی پایان.

منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی.





نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 28 مرداد 1395  توسط مهدی زارع | نظرات (0)

Image result for ‫امام هادي‬‎

امام هادی علیه السلام فرمودند:

اِلقَوا النِّعَمَ بِحُسنِ مُجاوَرَتِها، و التَمِسُوا الزِّیادَةَ فیها بِالشُّکرِ عَلَیها؛

با نعمتها، با همراهی مناسب برخورد کنید و با شکر نعمتها، آنها را افزایش دهید.

بحارالانوار، ج75، ص 370.

شرح حدیث:

توصیه ی امام هادی علیه السلام این است که برخورد و ملاقات ما با نعمتها همراه با «حسن مجاورت» باشد؛ یعنی همسایه ی خوبی برای نعمتها باشیم.

خوش همسایگی با نعمت، به معنای قدرشناسی و استفاده ی عقلانی و خداپسندانه از آنهاست.

برای توجه به نعمت سلامتی، باید دوران بیماری را یاد کرد.

ارزش نعمت جوانی را با توجه به ضعفها و نارساییهای دوران پیری می توان شناخت.

درک نعمت آسایش و امنیت را، نگاه به کشورهای آشوب زده و مناطق ناامن آسان تر می سازد.

در مرتبه ی بعد، پرهیز از استفاده ی نعمت در راه گناه است که امام علی علیه السلام به شدّت از آن نهی فرموده است. (نهج البلاغه، حکمت 330.)

هر که خواهان افزایش نعمت است، راهش شکرگزاری است و ناسپاسی سبب از دست دادن نعمت می شود.

این که بشریّت، امروز دچار غیبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است، بخشی هم به دلیل قدرنشناسی از وجود حجتهای الهی و رهبران آسمانی است.

در عصر غیبت، جبران دسترسی نداشتن به ائمه علیهم السلام، بهره گیری از فقها و علماست که با مکتب و مرام معصومین علیهم السلام آشنا بوده و سخنان آن بزرگواران را ترویج می کنند.

حدّاقل، قدردان نعمت فقیهان باشیم.

 

منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی.





نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 28 مرداد 1395  توسط مهدی زارع | نظرات (0)

Image result for ‫امام هادي‬‎

امام هادی علیه السلام فرمودند:

اَلعُجبُ صارِفٌ عَنْ طَلَبِ العِلمِ، داعٍ اِلَی الغَمطِ وَ الجَهْلِ؛

خودپسندی، مانع طلب دانش می شود و به حقارت و نادانی می کشد.

بحارالانوار، ج75، ص 369.

شرح حدیث:

به گفته ی علمای اخلاق، «عُجب» آن است که انسان در خودش کمالی را تصوّر کند و به خاطر آن، حالتِ خودپسندی و ابتهاج در او پیدا شود و در نتیجه، خود را بهتر از دیگران پندارد و در خویش، هیچ نقصان و عیبی نبیند و همه ی کارهایش را صحیح و بی عیب تصوّر کند.

روشن است که این حالت، مانع رشد اخلاقی و علمی و معنوی می شود و اگر امام هادی علیه السلام فرموده که عجب، انسان را از طلب دانش باز می دارد، به این سبب است که خیال می کند نقصی ندارد که در پی دانش بیشتر برود.

در زمینه های دیگر هم چنین است. امام علی علیه السلام فرموده است:«إنَّ الإعجابَ یَمْنَعُ الازدیاد»«خودپسندی، مانع افزودن کمالات می شود. »(نهج البلاغه، حکمت 167.)

همچنین، این صفت سبب می شود انسان مغرور و خودپسند، به دیگران به چشم حقارت نگاه کند و برای آنان ارزشی قایل نباشد و در نتیجه، ‌خودش هم در نظر دیگران حقیر جلوه می کند.

گویند دو نفر وارد مسجد شدند. یکی عابد و دیگری فاسق. وقتی بیرون آمدند، آن عابد جهنمی بود و آن فاسق بهشتی. زیرا عابد، دچار عجب و خودپسندی شد و همه عبادتهایش هدر رفت، ‌ولی آن فاسق، از گناهانش توبه کرد و پشیمان شد و مورد بخشایش الهی قرار گرفت.

این گونه است که عُجب، ثمره ی سالها عبادت و خدمت و احسان را بر باد می دهد. پس نباید خوبیها و نیکیهای خود را چندان بزرگ و مهم بشماریم و خود را باید با برتر از خودمان مقایسه کنیم تا دچار خودپسندی نشویم.

 

منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی





نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 28 مرداد 1395  توسط مهدی زارع | نظرات (0)

Image result for ‫امام هادي‬‎

امام هادی علیه السلام به خلیفه ی زمانش که از طرف امام نگران بود و او را رقیب خلافت خود می پنداشت، فرمود:

نَحنُ لا نُنافِسُکُم فِی الدُّنیَا، نَحنُ مُشْتَغِلُونَ بِأمْرِ الآخِرَةِ، فَلا عَلَیکَ شَیئٌ مِمّا تَظُنُّ.

ما در مورد دنیا با شما رقابت نمی کنیم. ما مشغول به امر آخرتیم، پس بیم نداشته باش از آنچه گمان می کنی.

الخرائج و الجرائح، ج1، ‌ص 414.

شرح حدیث:

اولیای خدا، چون جهان را فانی و گذرا می دانند، به فکر سرای ابدی و سعادت اخروی اند.

این که دنیا برای کسی نمی ماند و صاحبان تاج و تخت و شهرت و ثروت، یا فقیران خاک نشین و بینوا، همه و همه باید از آن کوچ کنند، حقیقتی است که برای همه روشن است، ولی گاهی از آن غفلت می شود و گاهی علاقه به دنیا سبب می شود آخرت را نادیده بگیریم.

تا چند اسیر رنگ و بو خواهی شد؟

تا کی پی هر زشت و نکو خواهی شد؟

گر چشمه ی زمزمی، و گر آب حیات
آخر به دل خاک فرو خواهی شد

(عمر خیام.)

همیشه ستمگران حاکم، به خاطر سلطنت و تاج و تخت خویش، خونها ریخته و ظلم ها کرده اند و هر کس را هم که می پنداشتند مزاحم حکومت و ریاست آنان است، از سر راه برمی داشته اند.

این شیوه، هنوز هم جاری است و چه ستمها در جهان که به خاطر حفظ قدرت انجام می گیرد.

امامان معصوم ما، قربانی دنیاطلبی جبّاران شده اند.

محبوبیت ائمه علیهم السلام و فضایل آنان که سبب پایگاه مردمی ایشان می شد، حسد خلفای اموی و عباسی را برمی انگیخت و از ترس این که مبادا مردم به آنان که حجّت های الهی اند روی آورند و قدرت خلفا در معرض خطر قرار گیرد. امامان را در محدودیت شدید قرار می دادند و زندانی یا شهید می کردند. امام هادی علیه السلام و امام عسکری علیه السلام از سامرا که یک شهر نظامی و حکومتی بود، زیرنظر بودند و ارتباط شیعه با آنان به سختی انجام می گرفت.

امام هادی علیه السلام به خلیفه ی زمانش می گوید:« ما آخرت اندیشیم نه دنیاطلب، گزارشگران مغرض بی جهت تهمت می زنند و ذهن خلیفه را بدبین می کنند. »

 

منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی.





نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 28 مرداد 1395  توسط مهدی زارع | نظرات (0)

Image result for ‫امام هادي‬‎امام هادی علیه السلام فرمودند:

اُذْکُر مَصرَعَکَ بَینَ یَدَیْ اَهلِکَ، لا طبیبَ یَمنَعُکَ وَ لا حَبیبَ یَنْفَعُکَ؛

به یاد آور آن گاه را که هنگام مرگ، در برابر بستگانت افتاده ای، نه طبیبی هست که مانع مردن تو شود، نه دوستی که بتواند سود بخشد.

اعلام الدین، ص 311.

شرح حدیث:

مرگ، یکی از اثرگذارترین پندها در زندگی است.

همه ی پیامبران در دعوت خویش، روی مسأله ی «مبدأ» و «معاد» و خدا و قیامت تکیه داشته اند و امتها را به روز واپسین یادآوری کرده اند.

مرگ، ورود انسان به مرحله ی آخرت است. پس از سالها توقف انسان در عالم برزخ، به امر خدا قیامت برپا می شود و به حساب بندگان رسیدگی می کنند و آنان یا راهی دوزخ می شوند، یا به بهشت می روند. از حقیقتی به نام مرگ نباید غافل بود و نباید غافلگیر شد.

وقتی اجل انسان فرا برسد، باید برود؛ پیر باشد یا جوان، سالم باشد یا بیمار، فقیر باشد یا ثروتمند. مشهور باشد یا گمنام، خوب باشد یا بد.

بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین

کاین اشارت ز جهان گذران ما را بس(حافظ.)

بسیار اتفاق می افتد که هنگام مرگ پدر یا مادر یا عزیز دیگر، فرزندان و بستگان دور بستر او جمع می شوند و شاهد آخرین لحظات و نفس کشیدنهای او هستند و از کسی هم کاری برنمی آید. نه از طبیب، نه از حبیب. این صحنه، بسیار تکان دهنده است.

برای همه هم دیر یا زود پیش خواهد آمد.

«از تیر اجل کسی نخواهد جان برد». لیکن مهم است که به کجا و به سوی چه سرنوشتی می رویم؟

این را عمل دنیوی ما رقم می زند. بهشت یا جهنم آن را با اعمال نیک و بدمان در دنیا می سازیم. آخرت، مرحله ی دیدن بازتاب و نتیجه ی عملکرد دنیوی ماست.

هرگز مباد که عمرمان چراگاه شیطان باشد!

 

منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی





نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 28 مرداد 1395  توسط مهدی زارع | نظرات (0)

Image result for ‫امام هادي‬‎

امام هادی علیه السلام به کسی که با مشکلات و زیانهایی رو به رو شده بود و به روزگار بد می گفت، فرمود:

ما ذَنْبُ الاَیّامِ حَتّی صِرْتُمْ تَتَشَأمُونَ بِها إذا جُوزیتُم بِاَعْمالِکُمْ فیِها؟

روزها چه گناهی دارند که وقتی به کیفر اعمالتان در روزگار می رسید، روزها را شوم می دانید؟

تحف العقول، ص 482.

شرح حدیث:

«در دست روزگار، بود تازیانه ای.

آری... ولی این تازیانه را ما به دست روزگار می دهیم و اگر بلایی بر سرمان می آید، نتیجه ی اعمال خودمان در زندگی است. دنیا، دنیای علل و اسباب است.

هر کس بازتاب اعمال خویش را می بیند، یا در دنیا یا در آخرت.

خداوند بارها در قرآن کریم، گرفتاریها، هلاکتها، و عذابهای مردم و اقوام را نتیجه عملکرد خود آنان معرفی کرده است (بِما کَسَبَتْ اَیدِی النّاس)(شوری:30؛ جاثیه:22؛ بقره: 286؛ آل عمران: 25 و... آیات فراوان دیگر.).

این هشدار، به ما می آموزد که اگر فقر و فلاکت و عقب ماندگی و بدفرجامی داریم، آن را به گردن تقدیر نیندازیم و به روزگار و سپهر کج رفتار و چرخ غدّار نسبت ندهیم، بلکه ارتباط میان«عمل و جزا» و«کنش و واکنش» را از یاد نبریم.

تمثیلی که مولانا بیان کرده و گفته است« این جهان کوه است و فعلِ ما ندا»، اشاره به همین حقیقت است که از بازتاب اعمال خود غافل نشویم. خوبیهای ما به خودمان باز می گردد و ذخیره ی آینده ی ما می شود. بدیهای ما نیز دامنگیرمان گشته، ما را به کام عذاب و مجازات می کشاند.

اگر بدی کردیم و بدی دیدیم، از شومی عمل ماست که به خودمان برگشته است، نه از نحوست ایّام و شومی روزگار. این که شاعری می گوید:« روزم اگر سیاه است، تقصیر آفتاب است»(دیوان کلیم، ص 113.). از همان دید غلط سرچشمه می گیرد که امام هادی علیه السلام آن را رد کرده است.

شومی را در عمل خویش بجوییم، نه در روزگار!

منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی.





نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 28 مرداد 1395  توسط مهدی زارع | نظرات (0)

Image result for ‫امام هادي‬‎

امام هادی علیه السلام در بالین بیماری که می گریست و از مردن می ترسید، فرمود:

یا عَبدَالله! تَخافُ مِنَ‌المَوتِ لاَنَّکَ لا تَعْرِفُهُ؛

ای بنده خدا! از آن جهت از مرگ می ترسی که آن را نمی شناسی.
معانی الاخبار، ص 290.

شرح حدیث:

ترس از مرگ، برای گنهکاران از آن جهت است که نسبت به کیفرهای الهی به خاطر نافرمانی هاشان می ترسند. در مقابل، بندگان فرمانبردار، ترس و نگرانی ندارند.

امام هادی علیه السلام در ادامه ی این حدیث، برای آن بیمار تمثیلی را بیان می کند که زیباست.

حضرت از او پرسید:

وقتی بدنت چرک و کثیف می شود و از چرک و آلودگی بسیار ناراحتی و در بدن، زخم و جراحت هم داری و می دانی که حمام رفتن و شستشوی آنها، همه ی این آلودگیها و چرکها را از بین می برد، دوست نداری به حمام بروی و خود را بشویی؟ یا این که می خواهی به همان حال در چرک و کثافت بمانی؟

گفت: ای پسر پیامبر، دوست دارم.

حضرت فرمود:

مرگ، مثل همان حمّام است و آخرین چیزی است که گناهانت را می شوید و تو را از بدیها و سیّئات، ‌تمیز و پاک می کند. وقتی وارد آن شدی و از آن گذشتی، از هر غم و غصّه و رنجی نجات می یابی و به شادمانی و خرسندی می رسی.

آن مرد، آرام گرفت و تسلیم شد و نشاط یافت و چشمهایش را بست و جان داد. (معانی الاخبار، ص 290)

این دلپذیری و خوشایندی مرگ، برای بندگان خداست که عمری در طاعت و نیکی به سر برده اند و مرگ برای آنان، ورود به مرحله ی برخورداری از نعمتهای ابدی خدا برای صالحان است.

اهل تقوا، از مرگ نمی هراسند.

بنده ی خدا باشیم، تا مرگ، آغاز راحتی ما باشد.


منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی





نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 28 مرداد 1395  توسط مهدی زارع | نظرات (0)

Image result for ‫امام هادي‬‎

 

امام هادی علیه السلام فرمودند:

اَلغِنی قِلَّةُ تَمَنّیکَ وَ الرِّضا بِما یَکفِیک؛

بی نیازی و ثروت آن است که آرزویت کم باشد و به آنچه برایت بس است راضی باشی.

بحارالانوار، ج75، ص 368.

شرح حدیث:

در مسابقه ای با موضوعِ «چه آرزو دارید؟»، کسی برنده شد که نوشته بود:«آرزو دارم هیچ آرزویی نداشته باشم. »

این، هم می تواند به معنای این باشد که همه ی آرزوها و خواسته هایم تأمین و برآورده شده است، هم به این معنا که آن قدر روح بلند و سرشار و غنی داشته باشم که احساس کمبود نکنم و آرزویی نداشته باشم.

انسان همیشه اسیر آرزوهای خویش است. خواسته های دل هم که بی پایان است و برخی دست نیافتنی است و تنها برای انسان غم و غصّه ی دست نیافتن به آمال و آرزوها بر جای می ماند و از رسیدن به نقطه های اوج در کمال و اخلاق، باز می ماند:

چون لاف به اندازه ی کافی زده ایم  خود را به مسیر انحرافی زده ایم

ما را به حریم صالحان راهی نیست

  چون بر دل خود بار اضافی زده ایم

(برگ و بار، ص 308)

کسی که اهل قناعت باشد و به اندازه ای که کفایت کند داشته و به آن راضی باشد و حرص و آز و طمع، او را اسیر نساخته باشد، زندگی آسوده و آرام تری خواهد داشت و این خود، یک نعمت است.

انسان حریص، همواره در رنج و عذاب است.

تنور شکم دم به دم تافتن

مصیبت بود، روز نایافتن

(گلستان سعدی، باب دوم.)

کسی که نه«دارد»، تا مورد تهدید قرار گیرد و نه «می خواهد» تا مورد تطمیع قرار گیرد، «آزاده» است.

غنا و توانگری، تنها به ثروت و دارایی نیست، قناعت و رضا، بالاترین سرمایه است.

منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی





نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 28 مرداد 1395  توسط مهدی زارع | نظرات (0)

Image result for ‫امام هادي‬‎

امام هادی علیه السلام فرمودند:


ألنّاسُ فِی الدُّنیا بِالأموالِ، وَ فِی الآخِرَةِ بِالأعمَالِ؛

جایگاه مردم در دنیا به «اموال» است و در آخرت به «اعمال».

اعلام الدین، ص 315.

شرح حدیث:

ثروت مادی در دنیا، وسیله ی رسیدن به مقصودهای مختلف است و هر که ثروتمندتر باشد، به خواسته هایش بهتر و بیشتر می رسد. از این رو، در دنیا، مردم بر این اساس برای افراد، جایگاه و موقعیّت قرار می دهند. اما حساب آخرت با دنیا فرق دارد.

آن جا، ارزش گذار انسانها خداست. داور و حاکم روز قیامت هم پروردگار است. معیار و میزان هم عمل افراد است.

این معیارها را خداوند برای بندگانش بیان کرده است. یکی از آنها تقواست. در قرآن می خوانیم که «إنَّ اَکرَمَکُم عِندَاللهِ اَتقاکُم»؛ «گرامی ترین شما نزد خدا، باتقواترین شماست.»(حجرات،13) خود این آیه، رتبه و جایگاه اشخاص را در قیامت روشن می سازد.

در جای دیگر فرموده است.«همه ی مردم در خسران و زیانند، مگر آنان که اهل ایمان و عمل صالحند و یکدیگر را به حق و صبر سفارش می کنند. »(عصر2و 3)

این نیز، برندگان و صاحبان امتیاز را در آخرت روشن می سازد.

خردمند کسی است که به پیروزی و سرافرازی و رتبه ی قیامت بیندیشد و برای کسب مدال در آن صحنه ی بی نظیر بکوشد، وگرنه مال و ثروت و مقام این دنیا هر قدر هم باشد، ناپایدار است و باید همه را گذاشت و رفت.

با علمت اگر عمل برابر گردد    کام دو جهان تو را میسّر گردد

مغرور به این مشو که خواندی ورقی    زان روز حذر کن که ورق برگردد(ناصح تبریزی)

معیار ارزش نزد خدا و در آخرت را از یاد نبریم.

 

منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی.





نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 28 مرداد 1395  توسط مهدی زارع | نظرات (0)

Image result for ‫امام هادي‬‎

1. هر كس از خدا فرمان ببرد، از او فرمان برند.

مَن أطاعَ اللّه َ يُطاعُ (تحف العقول، ص 482)

******************

2. عاقّ [والدين]، نادارى در پى دارد و به خوارى مى كشاند. 

العُقوقُ يُعقِبُ القِلَّةَ و يُؤدِّي إلَى الذِّلَّةِ (بحار الأنوار ، ج 74 ، ص 84)

******************

3. خشم بر كسى كه اختيارش به دست تو نيست، نشانه ناتوانى و بر آن كه اختيارش به دست تو است، مايه سرزنش است.

الغَضَبُ عَلى مَن لاتَملِكُ عَجزٌ و عَلى مَن تَملِكُ لَومٌ (مستدرك الوسائل، ج 12، ص 11)

 ******************

4. هر كه بذر خوبى بكارد، شادمانى بدرود و هر كه تخم بدى بيفشاند، پشيمانى مى درود. 

مَن يَزرَع خَيرا يَحصُد غِبطَةً و مَن يَزرَع شَرّا يَحصُد نَدامَةً (بحار الأنوار ، ج 78 ، ص 373)

******************

5. آن كه از خودش راضى شود، ناراضيان از او فراوان شوند. 

مَن رَضِيَ عَن نَفسِهِ كَثُرَ السّاخِطونَ عَلَيهِ (بحار الأنوار ، ج 72 ، ص 316)

******************

6. امام هادى عليه السلام به مردى از اهالى رى كه به زيارت امام حسين عليه السلام رفته بود فرمودند : اگر قبر عبد العظيم را در



ادامه مطلب